الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
457
الغدير ( فارسى )
نمونههايى از شعر و احساس ملك صالح ابن شهر آشوب قسمت زيادى از اشعار و قصايد او را در كتاب مناقب آل ابى طالب ياد كرده ، از آن جمله : - محمد خاتم پيامبران است كه حكيم عرب « قس » و پادشاه يمن « سيف » مژدهء رسالتش را داد . - سخنوران راستانديشه ، پيش از آنكه پا به دايرهء وجود نهد ، از سرانجام او خبر دادند . - آن كه در بردبارى و كرامت كمال گرفت و بنيادش از عيب و آك پاك بود . - سايهء عدل خداى ، رهبر نجات ، سرچشمه حيات ، باران رحمت الهى . - به دنيا و آخرت ، مهرش ذخيرهء خود ساز و به ولاى او چنگ زن ، و نيز به ولاى ابو الحسن مرتضاى هدايتگر . و از اشعار اوست : - مهر و ولايم ويژهء امير مؤمنان على است ، با مهر او به مراد دل رسيدم . - اگر حاسدان ، مقام و رتبهاش را در كرم نشناسند ، سورهء هل اتى بخوان . و هم از اوست : - از اينكه دست به درگاهت سودم ، پندارى در حرم خدا ركن حجر را بوسيدم . - در اينجا كه به خدمت ايستادهام ، گويا ميانهء چاه زمزم و مقام ابراهيم خليلم . - اى سالار و سرور من ! چه به پا ايستم و چه از پا بنشينم ، به ياد تو باشم . - اگر از خواب ناز برخيزم ، با تو در راز و نيازم ، چونان كه در حال خواب با تو در نمازم . - راز مهرت در درونم پيوسته و با گوشت و استخوانم به هم درآميخته است . - اگر نه مهرت ، نمازم نپذيرند ، و گرنه ولايت ، روزهام به حساب نگيرند . - اميدم آنكه به روز حشر ، از دستت سيراب گردم و خستگى سوز دل را از ياد ببرم . و هم اين چكامه : - اى دستاويز دين و آيين و درياى علم و معرفت ! - اى قبلهء دوستان خدا و كعبهء زائران حرم ! - اى سرور آن خاندان كه هماره راه نيكى سپارند .