الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

453

الغدير ( فارسى )

- و نه بر عرش زين لجام كشيد تا در ركابش پيادگان بر سواركاران فخر و ناز فروشند . - سنان نيزه‌اش در جوشن دشمن نخراميد ، چونان كه سمند تازى از شوق ، به زير رانش مىخراميد . - نگاه مهرآميزش بين حاضران نمىچرخيد : بر مخلص نيك‌انديش ، يا بر خصم بدكيش . - محراب عبادت را با رحمت و نعمت ، و آوردگاه نبرد را با سطوت و نقمت پر نكرد . - در شگفتم كه روزگار غدار ، بر سر خود چه آورد ! بىشك از عقل و خرد بيگانه بود . - بعد از طلايع ، گيتى به كدامين فرزند خود ناز و افتخار خواهد كرد ؟ - آيا گردش زمانه را در عهدهء كفالت هادى خواهد سپرد ، پس از آنكه خيمه و خرگاه بر ماه كشيد ؟ « 1 » جنازهء ملك صالح در قاهره مدفون شد ، بعدها فرزند برومندش عادل ، در نهم صفر سال 557 تابوت پدر را از قاهره به مزار تازه‌بنيانى كه در قرافهء مصر « 2 » براى او تأسيس شده بود ، منتقل كرد و راهروى زيرزمينى از كاخ وزارت تا كلبهء سعيد السعداء كشيد ، و در بن باره ، فقيه يمنى ، عمارهء مزبور قصايدى پرداخت ، از آن جمله : - عرصهء جود و كرم از اين غم ويران شد و گورستان آباد و خرم گشت . - بختهاى نگون سراسيمه به تشييع برخاستند و ديده‌ها از گريه كور و نابينا شد . - نعشى بر فراز دوشها برشد كه در آسمان كيهان « بنات نعش » از غم و اندوه از هم گسيخت . - بزرگمردان در زير جنازهء او قد برافراشتند كه از عظمت او قدهاى افراشته پست و نگون بود . - و از همين قصيده است : - گويا تابوت موسى است كه از چپ و راست آن ، سكينه و رحمت روان است . - اينك در كاخ وزارت امانت است ، تا مزارى رفيع و شايسته بنيان شود .

--> ( 1 ) . دو قصيدهء ديگر هم در سوك و ماتم ملك صالح در متن كتاب درج شده كه مجموع ابيات آنها 30 بيت است ، هركه خواهد ، رجوع كند . ( م ) ( 2 ) . ر ك : گورستانى است در مصر ، به خطط مقريزى : 4 / 317 .