الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

427

الغدير ( فارسى )

كرد : - اى كه منتهاى فضيلت را دريافتى و خرد از درك آن ناتوان است . - اى كه بر مدارج كمال بالا رفتى و بر فوق ثريا خيمه زدى . - تا كى و چند خود را با آرزو نويد دهم و عنايتت را به ارسال وساطت نبينم ؟ ابن منير ، در سال 473 در طرابلس پا به جهان نهاد و در جمادى الآخر سال 548 ( به گفتهء اكثر مورخان ) در حلب ديده از جهان فروبست و در كوه جوشن « 1 » كنار مزارى خاك شد . ابن خلكان گويد : قبر او را زيارت كردم ، بر آن مكتوب بود : - آنكه مزارم بيند ، به خاطر آرد كه او هم چو من روزى اسير خاك است . - خدايش رحمت آرد كه به ديدارم آيد و گويد : خدايت رحمت آرد . و از آن پس در ديوان ابو الحكم عبيد اللّه چنين ديدم كه ابن منير در دمشق به سال 547 درگذشته و ابو الحكم با ابياتى او را رثا گفته است كه طبق سيره و روش خود بر اساس هزل و شوخى سروده و حاكى از آن است كه ابن منير در دمشق درگذشته ، از آن جمله : - بر زبر چند پاره چوبش بياوردند و در كنار نهر قلوط غسل دادند . - ديگ مرصعى را پر از آب كردند و زير آن هيزم بلوط برافروختند . بر اين وجه بايد چنين گفت كه شايد ابن منير در دمشق به سال 547 درگذشته و در سال بعد به حلب منتقل و در آنجا دفن شده باشد . اما پدر شاعر ، « منير » هم مانند جدش « مفلح » از شعر است « 2 » و فراوان اشعار عونى را در بازارهاى طرابلس انشاد مىكرده ، چنان كه ابن عساكر در تاريخ الشام : 2 / 97 ياد كرده است و از آنجا كه عونى از شعراى اهل بيت است و جز دربارهء آنان شعرى نسروده و همچنين بازخوانى اشعار در بازارهاى طرابلس و در برابر مجمع توده‌هاى مختلف و اقوام گوناگون كه به وسيلهء يك نفر شيعى شاعر انجام مىگرفته ، قهرا بر صاحبان مذاهب

--> ( 1 ) . جوشن ، كوهى است در غرب حلب كه مس سرخ از آنجا استخراج مىگشته است . گويند : موقعى كه اسيران عترت حسين را از آنجا عبور دادند ، يكى از زوجات آن سرور سقط جنين كرد و از كارگران معدن نان و آبى خواست و چون با دشنام و ناسزا پاسخ شنيد ، نفرين كرد . از آن تاريخ استخراج معدن سودى به بار نيارد . در دامنهء كوه مزارى است معروف به مزار سقط و مزار دكة ، و نام آن كودك محسن بوده است . معجم البلدان : 3 / 173 . ( 2 ) . ر ك : نسمة السحر : 1 / 172 .