الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

419

الغدير ( فارسى )

- گوييم : يزيد نه خود قاتل حسين است و نه فرمان قتل صادر كرد . - اين جرم ، بر گردن شريف است كه ما را روانهء سقر كرد . با استماع اين قطعه ، شريف تبسم كرد و جايزهء آنان را عطا نمود . 2 - شريف ، حسن بن زيد شهيد ، وزير خود را زندانى كرد و در نامه‌اى به شريف نوشت : - شكوهء خود نزد خداى برم كه چه‌ها ديدم ، هواخواه قومى گشتم كه از دست آنها بلا بينم . - سوگند خوردم كه نيكان را آشكارا دشنام گويم و تا عمر دارم راه شيعيان نگيرم . - با كف دستم پشت موزه را مسح كنم ، گرچه بر مردار سگ پا نهاده باشم . 3 - ابو الحسن جزار مصرى به شريف شهاب الدين كه در وعدهء خود تأخير كرده بود ، در يك شب عاشورايى چنين نوشت : - شهاب الدين صاحب فضل و كرم ، آن سرور سروران و زادهء سروران را گوى : - به خداى احد صمد سوگند كه اگر هم اينك عطاى موعود را نرساند ، فردا با دست پرخضاب و چشمى از سرمه سياه به مباركبادش درآيم . - گناه اين جرم بر گردن شريف است كه از جفايش كارم به جنون كشيد . - ناصبى گشتم ، شوكت خود شكستم و در ماه عزا از دشمنى با خصم دست شستم . 4 - قاضى جمال الدين ، على بن محمد عنسى ، به خدمت شريف دورانش نوشت : - به خانهء حق سوگند خورم يا به خاندان حق ، آن سروران بشر . - و به حشمت آن سرور كه بزرگان مضر به وجودش مفتخرند . - اگر مطهر درمها باز پس ندهد ، بو حنيفه آن مفتى اعظم تابنده اختر را قلادهء طاعت بر گردن نهم . - به فرمان او گوش سپارم ، گرچه گويد شراب احمر حلال است . - راه مهر پويم با آنان كه سر دشمنى با مطهر دارند . - يعنى زادگان « خاقان » ، آن سروران خجسته منظر . - جامهء مديح و ثنا بر اندامشان دوزم و حلهء ستايش در برشان كنم .