الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
414
الغدير ( فارسى )
- درود خداوند بر خاندان رسول باد و لعنت و نفرين بر اين مرام جاهليت . اين موضوع را جمع كثيرى از سرايندگان ، از قديم و جديد ، به نظم كشيدهاند كه مجال ذكر آن نيست ، از جمله قطعهء صاحب بن عباد است : - با مهر على شك و ريب بر طرف گردد ، دلها بيارامد و پاكى نژادت برملا شود . - دوستان او را بينى ، يكسره با مجد و عظمت و افتخار . - و دشمنان او را با نسبى ناپاك و مستعار . - بيا و عذرپذير دشمنان باش كه آنان بس ناتوانند و از خوى زشت خويش به فرياد . و همو سروده است : - دوستى على بر حاضر و غايب فرض و واجب است . - هرآنكه مهرش به دل ندارد ، مادرش بدكارهء فاسق است . و ابن مدلل گفته : - در حديثى از حذيفهء يمانى وارد است : - از مرتضى پرسيدم : مهر و ولايت از چه رو ويژه و اختصاصى است . - پاسخى فرمود كه دلم آرام گرفت و خرم و شادان گشتم : - خدايم مرا به فضيلت بركشيد و شيعيانم را از نسل زناكاران امتياز بخشيد . - حديث ديگرى كه از سلمان وارد است : به رستاخيز كه همگان به پا خيزند . - دشمنان على را با نام مادر واشناسند و دوستانش را با نام پدر بخوانند . - نسل آن كه خبيث است ، از پدرش نامى نبرند و نسل اين كه پاك و طاهر است ، نسبش برملا سازند .