الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
382
الغدير ( فارسى )
پيرامون شعر اين ابيات ، گزيدهاى است از قصيدهء ابو العلاء معرى كه در لزوم ما لا يلزم : 2 / 318 آمده ، شارح مصرى اين كتاب گويد : غدير خم ، مكانى است بين مدينه و مكه ، سمت راست جاده در سه ميلى جحفه ، و ابو العلاء به اين شطر بيت « و لا اضحى و لا بغدير خم » ، به مذهب تشيع اشاره مىكند . در اين غدير خم بود كه رسول خدا در بازگشت از حجة الوداع ، به على فرمود : هركه را من مولا و سرورم ، على مولا و سرور است ؛ بار خدايا ، دوستدارش را دوست بدار و دشمنش را دشمن باش . شيعه به زيارت آن مكان روند و از اين راه شاعر آنان گفته است : - روز برپايى جهاز شتران ، همان روز غدير خم ، رسول خدا ولايت و سرورى او [ على عليه السّلام ] را برملا ساخت كه اى كاش راه اطاعت مىگرفتند . « 1 » شايسته آن بود كه در جزء اول كتاب ، مبحث عيد غدير ، اين ابيات را درج مىكرديم و در طبقات راويان حديث غدير ، سخن كسى را كه بر آن شرح نوشته ، را ياد مىنموديم ؛ اينك كه به اين اشعار و شرح آن دست يافتيم ، در اينجا استدراك نموديم . شاعر را بشناسيم كسانى كه به شرح حال ابو العلاء معرى پرداختهاند ، بسيارند ، تا آنجا كه زندگى و رفعت مقام او بر كسى پوشيده نيست و ديوان شعرش بهترين گواه نبوغ و عظمت اوست . صاحب ، كمال الدين ، عمر بن احمد بن عديم حلى ( م 660 ) بتفصيل و به نيكوترين وجهى به شرح حال او پرداخته و نام تأليف خود را الانصاف و التحرى فى دفع الظلم و التجرى عن ابى العلاء المعرّى نهاده است . خلاصهء اين كتاب در تاريخ حلب : 4 / 77 - 180 به چاپ رسيده ، فهرست آن بدين قرار است : يادكرد نسب و شرح حال خاندان و فاميل او 80 - 101 تولد ، تربيت و ضايعهء كورى 101 - 104 اشتغالات علمى ، مشايخ و اساتيد 104 - 106
--> ( 1 ) . اين شعر از هاشميات كميت است .