الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

374

الغدير ( فارسى )

- اى غول مرگ ! چند بزرگمردان عالىرتبه را بر خاك كشى و تارك يلان را بشكافى . - هرگاه از پشت سر درآيى ، پندارند كه رستند ، اما ناگهان از پيش رو درآيى . - ابلهان را در كنار زيركان جاى دهى و پست فرومايه را در كنار ارجمند . - از آن پيش كه چنگ و دندان به سوى فرزندان باز كنى ، پدران و مادران را درربودى . - اينك حادثهء نو پديد گشت كه خواب از چشمم ربود و زمام عقل از كف گرفت . - از ديدارش رخ برتافتم و فرار مايهء چيرگى او گشت . - از آنگاه كه بار اين مصيبت بر دوش كشيدم ، گويا كوه « يذبل » بر دوش دارم . - اينك هرچند خواهى از چشمان خونبارم اشك ريزانم ، ديروزم چنين نبود . - رهبر دين و پرچمدار دانش درگذشت و اسلام به زانو درآمد . - آنكه در تاريكى روزگار ، خورشيد درخشان بود ، درگذشت و زندگى وحشت‌بار شد . - بسا زنگار شبهه و ترديد از نص خلافت زدودى و امير مؤمنان را نصرت كردى . - منكران بدكنشت را آنچنان خوار و زبون ساختى كه ديگر ايشان را ياراى سخن نماند . - آنان ترا تيرافكنى چيره‌دست ديدند كه گلوگاه باطل بشكافد و بر خاك كشد . - يلى مردافكن يافتند كه سينهء باطل به درد ، و هريلى مردافكن نباشد . - هرگاه اساس دين كاستى و كجى گرفت ، به دست تو ترميم و اصلاح شد . - هركه را از جادهء حق منحرف ديدى ، به راه حق هدايت و رهبرى كردى . - كيست كه حقايق پنهان را آشكار كند و مهر سكوت را بشكند ؟ - كيست كه نيكى را از پليدى بزدايد و حلال از حرام جدا سازد ؟ - كيست كه به افكار بشر نيرو بخشد و زنجير اوهام بگسلد ؟ - كيست كه ياران خود را با سلاح علم مجهز كند تا چون شمشير تيز در بحث و جدل نفوذ يابند . - پاك و منزه به ملاقات حق بشتاب ، نه چون ديگران با آلودگى و نقص . - مرغزار علم و دانش كه سرسبز و خرمش ساختى ، پژمرده شد و صبح روشن تاريكى گرفت . - زلال يقين و معرفت آلوده شد و درد و آلام به جانها بازگشت .