الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
28
الغدير ( فارسى )
و آورده است و حاشيهنويس بر آن نيز مىنويسد : در ديوان كشاجم به اين اشعار دست نيافتم . ظاهرا وى توجه نداشته كه ديوان معروف كشاجم ، ديوان شعر پدر است ، نه پسر . از اين گذشته ، و طواط در كتاب غرر الخصايص به اشعار او استشهاد كرده است . روزى ابو الفضل ، جعفر بن فضل بن فرات وزير ( م 391 ) به بوستان شخصى خود در مقس « 1 » رفت و ابو نصر پسر كشاجم بر روى سيبى ، با آب طلا ، اين دو بيت را نوشت و به خدمت فرستاد « 2 » : - بدان هنگام كه وزير در كنار نيل خلوت مىكند . - در واقع دو همنامش : جعفر فرزند فرات به كنار آمدهاند . « 3 » و نيز در بدايع البداية : 1 / 157 مختصرى از شعر او ياد شده و هم در تاريخ ابن عساكر : 4 / 149 شعرى را كه در رمله به سال 356 به مناسبت ورود ابو على قرمطى قصير سروده ، خواهيد ديد . محمد بن هارون بن اكتمى ، دو فرزند كشاجم را نام برده و چنين نكوهش كرده است « 4 » : - اى پسران كشاجم ! شما هردو كارگزار مجربى هستيد . - پدر نحستان مرد و شما به جاى او نشستيد . - در روزگار ما ، مانند پيوستن دو ستارهء شوم ، به هم پيوستيد و نحسى شما همگان را گرفت . - هم قيمت ارزاق بالا گرفت و هم هجان ، پادشاه صاحب كرم مرد .
--> ( 1 ) . كنار نيل مصر است روبروى قاهره . ( م ) ( 2 ) . معجم الادباء : 2 / 411 . ( 3 ) . در اين بيت ، جعفر به معنى نهر است و فرات نام رودخانهء معروف عراق . ر ك : حاشيهء همان . مأخذ . ( م ) ( 4 ) . يتيمة الدهر : 1 / 352 .