الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
364
الغدير ( فارسى )
- به خاك درغلتيدند ، اما از آن پس كه دليران و يلان را از زين به خاك هلاك كشيدند . - خفتان آهنين را لايق خود نشناختند و از آنرو ، خفتان گلگون بر تن آراستند . - اندرون از طعام تهى ، لاغرميان بر گردهء سمند عربى تازانند . - زادگان « حرب » را بگو كه سخنهاى گفتنى بس فراوان است . - از راه حق منحرف گشتيد ، گويا رسول خداى بر شما مبعوث نگشت و شما را بر خوان رهبرى و هدايت خود فرانخواند . - چنان است كه شما از دين و آيين نصيبى نبرديد و همان سان از حق و حقيقت عارى و عريان مانديد . - انگار نه جبهء خلافت او بر تن آراستهايد و نه اهل دروغ و فريب بودهايد ! - گفتيد : اصل و ريشه ما با رسول يكى است ، هيهات ! شما را نه قرابتى است و نه اصل و تبار . - آنكه را آلودگى و لئامت عقب راند ، اصل و تبار به پيش نراند . - ميوهء اين شاخسار را نچيده بر زمين ريختيد و آنچه را همگان خريدارند ، شما رايگان بفروختيد . - مهلت چند روزه شما را بفريفت ؛ آرى ، فريبكاران به جهالت مفتون دنيا شوند . - در بيابان « طف » شهيدان را از شربت آبى محروم كرديد و از اينرو ، آب كوثر بر شما حرام گشت . - اگر آنان از دست شما جام شهادت نوشيدند ، به فرداى قيامت از دستشان جام شرنگ نوشيد . - آن روز كه جدّشان سالار و فرمانروا باشد ، چونان كه به دنيا سرور مؤمنان بود . - فروختيد دين خود را به دنياى دون ، دنيايى بدين حد پست و زبون . - اگر نه فرمان مقدر حق بود ، لياقت و كاردانىتان بدين حد نبود . - فتنهء روزگارتان به سردرآورد و هركه تند تازد ، روزى به سر درآيد . - شما را چه ياراى افتخار كه از خود نام نيكى به جا ننهاديد .