الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
354
الغدير ( فارسى )
و او گفت : - اى كه از سيد مرتضى پرسى ، آگاه باش كه او مردى است از هرعيب و عارى برى . - اگر خدمتش دريابى ، بينى كه بشريت در اين مرد مجسم شده و روزگار در يك لحظه گنجيده و جهانى در كنج خانهاى جاى گرفته است . « 1 » علم الهدى و ابن مطرز « 2 » در كتاب الدرجات الرفيعة آمده است كه شريف مرتضى در ايوانى مشرف بر جاده نشسته بود ، ابن مطرز شاعر را ديد كه با نعلين پاره مىگذرد و غبار مىافشاند ، بانگ برآورد كه مركوب سوارى تو همين بوده است ؟ منظور شريف مرتضى اين شعر ابن مطرز بود كه گويد : - شبانه باشتاب بر شتر نجيب رهوار راه مغرب گرفت تا مرغزارى جويد و در طلب آن ماه تابان شرق و غرب را زير پا نهد . - بر چشمهسار قبيلهء تغلب ، غزال رعنايى مقام دارد كه شراب خوشگوارش از دل عشاق مهياست . - اگر مركوبم به راه درماند و از فيض حضورت محرومم سازد ، آبشخور و مرغزارش حرام باد . منظور شريف مرتضى ، همين بيت اخير است . ابن مطرز در پاسخ گفت : از آن هنگام كه عطا و بخشش سرورمان شريف به اين پايه رسيده كه مىفرمايد : - اى دوستان مهربان ، اين شريفزادگان قبيلهء قيس ! عشق و دلدادگى خلق و خوى شريفان است . - به يادشان سرود آغازيد ، دلم از طرب خرم سازيد و جام شراب را هم از سيلاب
--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ( چاپ قديم ) : 4 / 587 و ( چاپ جديد ) : 10 / 406 - 408 . ( م ) ( 2 ) . ابو القاسم ، عبد الواحد بغدادى ، شاعر خوشپرداز كه به سال 439 درگذشته است .