الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

339

الغدير ( فارسى )

- بر افتخارات كهن برشدند و شرافت و معالى را بنيانى تازه و نو نهادند . - جمعى شيرمرد ژيان كه ببر بيان را به خاك هلاك افكندند . - چون پلنگ دمان با كبريا ، هرگاه ميدان نبردشان به سوى خود خواند ، با روى خوش و خندان به استقبال شدند . - جمعى دگر چنان دست عطا گشادند كه حاسدان به نكوهش برخاستند و شايسته آن بود كه ثنايى بايسته گزارند . - جمعى ديگر پاى بر دوش مردان نهاده‌اند ، پندارى روز خطابه است كه به عرشهء منبر برآمده‌اند . - آنان جمال و جلال را به هم آميختند و سرشتى پاك و طلعتى تابناك را نيز . - از « بدر » و « احد » پرس و آن پيكار دگر كه جبين گمرهان بر خاك سياه كشيد . - زهى بر تركتازان خيبر كه شومى آن را از ساحت اسلام برتابيدند . - چون صرصر بلا بر سلطان يهوديان تاختند و سوز و حسرت در جگرهايشان انباشتند . - دلاورانشان را تارومار كردند و با خلع سلاح اموالشان را به غنيمت بردند . - جوانمردى چون اخگر سوزان ، با صولت شير ژيان ، تكاور به سوى مرحب راند كه اگر بر كمر زند ، دو نيم كند و اگر بر تارك زند ، دو شقه سازد و هرچه خواهد كند . - سرد و بىرنگ از صدر زينش نگون كرد و هيولاى مرگ غبار زردگون بر جسدش افشاند . - كركس پاره‌هاى تنش به آسمان برد ، همو كه پيش از آن ، قلّه‌هاى افرشته بر قامت بلندش حسد مىبرد . - رسول خدا اعلام كرد كه او سالار امت است ، اگر مردم سرگشته را اعلام خطر مفيد افتد . - سخن را بىپرده گفت ، نه باكنايه و نامش با صداى رسا برد ، با وجد و علاقه . - برابر ديدگانشان او را به‌پا داشت و بر جادهء رستگارى رهنما و رهبرش ساخت . - به روز غدير قلب مؤمنان را شفا بخشيد ، آبى خنك بر دلها پاشيد و جمعى دگر را در گرداب بلا نگون ساخت .