الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

319

الغدير ( فارسى )

- ناتوان است و بار سنگينى به دل دارد ؛ تشنه‌كام است و بر لب آب ، شكيبا . - متين و آرام است . البته ، مرد محتاط از كار جاهلانه به دور است : امروز سپيدى مو را مستور سازد و فردا بر سر پيمانه آيد . - اى دل ! آزرده مباش گرت اين لوليان با مهار كشند ؛ فراوانت مهار كردند و رام نگشتى . - به هوش باش كه از بخت نامساعد ، دهان چون قندشان از آبشخور من تلخ خواهد گشت . - روزگار سپيدم كه با دوستى آنان شروع گشته است ، با ديدن موى سپيدم سياه خواهد بود . - سپيدى مو اولين خيانت روزگار نيست ؛ با خيانتهاى او خو گرفته‌ام . - بخت من نگون باد ! تا چند دست تمنا دراز كنم و او حق شايسته‌ام باز ندهد . - تا چند با زندگى نكبت‌بار بسازم : امروز را به نكوهش سپارم و اميد به فرداى بهتر بندم . - به خدا ، گرچه روزگارم در راه آرزوها به خواب رفته و از رسيدن به كامم بازداشته است و هيچگاه نتوانستم گردش روزگار را بستايم ، اما مىتوانم با تأسى به فرزندان احمد مختار ، تسلى خاطر جويم . - بهترين جهانيان و فرزندان بهترينشان ؛ جز اينان فرزند نيك پا به جهان نگذارد . - گرامىترين زندگان كه بر بساط زمين قدم نهند و گرامىترين مردگان كه در دل خاك نهان گردند . - خاندانى بر فراز خاندانها ، تا آنجا كه بر فراز « فرقدان » برشده‌اند . - فرشتگان در گردشان به طواف اندر و وحى و الهام بر قلوبشان مستتر . - از قريش واپرس ؛ آنها كه سزاوار عتابند ، به نكوهش درسپار و آنها كه خطاكارند ، خاطرنشان ساز . - بگو : از چه سپاس رهبر خود نگذاشتيد ، آنكه شما را از پس عمرى ضلالت و سرگشتگى نجات بخشيد . - به دوران فترت انبيا گسيل آمد و شما را به راه راست رهبرى فرمود . - آزاد و وارسته به سوى جنان پر كشيد و هرآنكه بر سنت او رود ، مورد سپاس است . خلافت را به حيدر وانهاد ، آنچنانكه خبر معتبر حاكى است .