الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
314
الغدير ( فارسى )
- بنيان شرافتى را برايشان سازمان داد كه از دسترس « زحل » برتر مىنمود . - باثبات و پايمردى در مهالك كه امير و سالارشان بود ، يوغ اطاعت بر گردن همگان نهاد . - حتى حسدپيشگان ناراضى راه انكار نجستند ، بلكه همگان راضى و خرسند بودند . - يكسره دست دوستى و محبت دراز كردند و چون سالار و امير مؤمنان شد ، حسد بردند و به دشمنى برخاستند . - اى دوست ! با دشمن خود مدارا كن ، مادام كه به ظاهر خيرخواه است ، گرچه در دل كينهور است . - گيرم كه با زور و عناد ، از روز غدير سر برتافتند ، بگو : مساعى ديگرش را برشماريد : - در پيكارهاى « بدر » ، « احد » و « حنين » كه پايمردى و جلادت نشان داد . - در راه شام كه صخرهء صما را بركند و آب گوارا به لشكريان سقايت كرد . - به پيكار يهود بنگريد و قلعهء خيبر ، آنگاه مرحب خيبرى را قاضى خود سازيد . - آيا دژ استوارشان جز با دست على تهديد شد ؟ يا اينكه باب دژ از جاى بركنده گشت ؟ - بينديشيد در پيكار عمرو بن عبدود ، فارس يليل كه با هزار مرد برابر شد ، و مقياس گيريد با پيكار او در جنگ خندق . - اين دو شير ژيان [ مرحب خيبرى و فارس يليل ] شكار شمشير على گشتند ، با آنكه از هيچ دلاورى بيم به دل راه نمىدادند . - سلحشوران « ضبّه » كه ميان تنگ بربسته روز بصره در پاى هودج جانفشانى كردند . - با يورش على نابود شدند و از آن پيش چه اژدرها كه مىبلعيدند . - البته ، نبرد صفين از ساير پيكارها پيچيدهتر بود ، اگر از معاويه واپرسى ، سخن راست و درست خواهى شنيد . « 1 » استاد احمد نسيم مصرى ، در ذيل اين بيت : وهب الغدير أبوا عليه قوله * نهيا فقل عدوّا سواه مساعيا
--> ( 1 ) . ديوان مهيار الديلمى : 4 / 198 .