الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
286
الغدير ( فارسى )
- منبر خلافت پى سپر قلدران گشت و گرگهاى بنىاميه بر زبر آن جستند . - خلافت ، ويژهء برگزيدگان خداست كه به آنان الهام بخشيد و ايشان را كفيل دين و آيين ساخت . - به تمام افتخارات چنگ يازيدند و آنها را ويژهء خود ساختند ، ملامتى نيست كه جن و انس به حسادت برخاستند . - پارسايى و بردبارى ، منش گستاخان خونريز ، خونريزى و جلادت - اگر از خدايشان بيم نبود - روش زاهدان گوشهگير . - خاندانى كه نوزادان خود را با يراق جنگ در قماط پيچند و به جاى گهواره در صدر زين جاى دهند . - حديث آزادگى و كمالاتشان را همواره دشمنان ، از رقيبان روايت كنند . - اى خشم خداى ! بهپا خيز و به خاطر پيامبرش بر دشمنان بتاز ، و شمشير تيز از نيام بركش . - بتاز بر آن گروهى كه خون محمد و خاندانش را به خاطر يزيد و زياد تباه كردند و بر زمين ريختند . - حقوق الهى را چنگچنگ به يغما برند و دست خاندان الهى را در غل و زنجير كشند . - با شمشير محمد ، در پى آل و تبار او تاخته به هرسو راندند ، چونانكه شتران غريبه را از سرآبگاه برانند . - گفتم : كاروان خسته و رنجور چون عقابهاى خاكسترى بر قلهء كوهساران روان است . - ساربان در پى شترانى مىدود كه از لاغرى چون كمانند ، سركش آنها از بيم تازيانه مطيع گشته و او بر كفل رامها مىنوازد . - چنان تند و سريع در اهتزازند كه پندارى گردن شتران ، پيشاپيش ، جدا از تنشان دوان است . - گفتم : بايست ! گرچه دامنم پرغبار است ، دلى در سينه دارم كه از فراق ياران در تب و تاب است . - در اين صحراى « طف » كه قربانگاه شهيدان و نبردگاه دليران بود .