الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
19
الغدير ( فارسى )
- مردانشان را چون بردگان راندند و زنانشان را چون كنيزكان به بند كشيدند . - كاش جدّشان حاضر و ناظر بود تا به دنبال كاروان غم ، ناله و زارى سر مىداد . - كينههاى بدر بود كه شعلهور گشته بود ؛ البته ، كينهء دل ، درد بىدرمانى است . - او با داس مرگ ، زير پرچم قرار گرفته بود و خدا و نصرت بر فراز پرچم . - در ميان لشكر ، رهبر هدايت بود ، در حالى كه چون شير جولان مىكرد . - و چه بسيار جانها كه به آتش دوزخ شتافت و سرها كه بر هوا پرّان شد . - با ضرب دستش ، گويا گريبان است كه پاره مىشود و با طعن نيزه ، گويا مشكى است كه سوراخ مىگردد . - برگزيدهء خداست از ميان برگزيدگان و نخبهء الهى است از ميان نخبگان . - جانم فدايتان باد ! پاك شديد و خود مايهء ستايش و ثناييد و ديگران مايهء نكوهش و هجا . - روزى كه مرا براى محاكمه به درگاه حق بخوانند ، خواهم گفت كه آنچه بر عهده داشتم ، به بركت دوستى شما ادا كردهام . - من يقين دارم كه گناهان من با دوستى و محبت شما ، چونان برگ درختان ريخته خواهد شد . - خداى عالميان بر شما درود فرستد ، درودى كه با ستارگان همطراز آيد . همو در شعر ديگرش خاندان طهارت را چنين مىستايد : - اى خاندان رسول ، مقام شما چون اختران رخشان بلند است . - شما با افتخارات عالمگير ، بر دشمنان خود فايق آمدهايد . - شما را علاوه بر شرف خاندان ، بلاغت زبان و عقل و دانش بيكران است . - اگر در مجد و بزرگوارى پاى مفاخرت به ميان آيد ، بالاترين درجهء بزرگوارى از آن شماست . - اينها به جاى خود ؛ شما با فداكارى و شهامت ، چه آتشها كه از جان احمد خاموش نكردهايد . - با نيزههاى باريك كه با خون رنگين شد و با شمشيرهاى برّان . - تسلّى مىبخشيد جگرهاى سوزان خود را از دست هرشخص كافر .