الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

259

الغدير ( فارسى )

رضى ، سازندهء كتاب نهج البلاغه دار فانى را بدرود گفت . « 1 » ابن ابى الحديد ، بعد از اينكه خطبهء ابن ابى الشحماء عسقلانى كاتب را مىآورد ، مىگويد : اين زيباترين خطبه‌اى است كه اين نويسندهء ماهر القا كرده و چنان كه مشاهده مىشود ، با زحمت هرچه بيشتر آن را ساخته و پرداخته و با مطالعهء كافى از عيب و عوارض پيراسته است ، با وجود اين از سستى و بىمايگى خود خبر مىدهد . « 2 » من از اين‌رو خطبهء او را آوردم كه بسيارى از كوته‌فكران ، خودسرانه مىگويند قسمت بيشتر نهج البلاغه ، كلام نوپرداخته‌اى است كه جمعى از شيعيان فصيح ساخته و پرداخته‌اند ، و چه بسا برخى از آن را به ابو الحسن رضى و يا غير او نسبت داده‌اند . تعصب چشم آنان را كور كرده كه از راه روشن دور افتاده و به كوره‌راه تاريك منحرف شده‌اند و علت آن جز سرگشتگى و بىمعرفتى به سبك و اسلوب سخن نيست . من در اينجا با كلامى موجز و مختصر ، اشتباه و مغالطهء اين انديشه را روشن مىسازم و مىگويم : از دو حال خارج نيست : يا تمام نهج البلاغه ساخته و پرداخته شده و به على امير المؤمنين نسبت يافته است ، يا اينكه تنها برخى از آن ساختگى است و قسمت ديگر ، واقعا سخن آن بزرگوار است . احتمال اول قطعا ياوه و باطل است ، چون يقين داريم كه با تواتر ، برخى از خطبه‌ها و نامه‌ها از آن حضرت روايت شده و محدثان همگى يا اكثرشان و نيز مورخين اسلامى ، بيشتر آن را نقل كرده‌اند ، با اينكه اكثر آنان شيعه نيستند تا بگوييم از مذهب خود جانبدارى كرده‌اند . احتمال دوم ، گواه ادعاى ماست ، زيرا هركس با سخن و خطابه انس يافته و در علم بيان از تحصيلات كافى برخوردار بوده باشد و در باب فصاحت و بلاغت صاحب ذوق و تشخيص باشد ، قهرا مىتواند كلام ركيك و بىپايه را از كلام فصيح جدا كرده و سخن عربى اصيل را از نوپرداز و ساختگى بازشناسد و كسى كه داراى چنين ذوق و ادراكى باشد و بر مجموعه‌اى دست يابد كه گفتهء جمعى يا دو نفر از خطبا در آن مسطور باشد ، خواهد توانست بين اين سخن و آن سخن يا اين سبك و آن سبك فرق نهد .

--> ( 1 ) . طبقات ذهبى : 3 / 289 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغة : 2 / 546 .