الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

245

الغدير ( فارسى )

نشسته ، « 1 » درصدد تحليل مقام علمى و شخصيت ممتاز شريف رضى برآمده ، در مطاوى گفتارش از سرشت ناپاك خود پرده برداشته و در واقع جان خود را هدف تير ملامت و عار و ننگ ابد ساخته است . در آن ميان كه قلم بر دست گرفته و نابخردانه مىخواهد مجد و عظمت شريف رضى را خاطرنشان سازد ، هرزه درآيى آغاز كرده و اجداد پاك و والاتبار او را به بدى ياد نموده است و آنچه در سينهء پركينهء خود از دشمنى و عداوت خاندان رسول اقدس پنهان داشته با خرده‌گيرى و ناسزاگويى به سرور و سالارشان سيد اوصيا ، امير المؤمنين على بن ابى طالب برملا كرده است . آرى ، اينجاست كه كوته‌فكرى خود را آشكار كرده ، رأى سخيف و عنصر پليد خود را نشان مىدهد ، و با دست خود گور خود را مىكند . فرض بفرماييد كه اين مرد از كينه‌وران و حسدپيشگان بر آل رسول است ، ولى مىبينيم كه هيچ‌كس ، از نعره‌هاى وحشيانهء او در امان نمانده است ، حتى پيشوايان مذهبش را هم به محاكمه مىكشد و با زبان تند و گزنده ، فحش و ناسزا نثار آنان مىكند . من نمىخواهم كه سخنان او را جمله به جمله مورد بحث و انتقاد قرار دهم . گفتار ياوه‌اش بىارزش‌تر از اين است كه در مقام جواب برآيم و گوينده‌اش فرومايه‌تر از آنكه نامش در كتب ياد شود ، ولى تأسف من بر حوزهء مصر است كه نام و آوازه‌اش به وسيلهء سفلگان آلوده شود ، تأسف من بر جامعهء مصر است كه دامن فضل خود را از لوث اين آلودگيها پاك نمىسازد و تأسف من بر مراكز چاپ و انتشار آن ديار است كه اين گونه ترهات رسواكننده را منتشر مىسازد . اساتيد و مشايخ او 1 - ابو سعيد ، حسن بن عبد اللّه بن مرزبان نحوى ، معروف به سيرافى ( م 368 ) . در كودكى ، قبل از آنكه ده ساله شود ، علم نحو را از او تعليم گرفته است . اين را ابن خلكان و يافعى و صاحب الدرجات الرفيعة به نقل از ابو الفتح ابن جنى استاد شريف رضى آورده‌اند .

--> ( 1 ) . نامش محمد سيد گيلانى است و كتابش به نام شريف رضى در 159 صفحه چاپ شده است .