الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
242
الغدير ( فارسى )
- سپاس و ثنايت بر زبان است و داغ مهرت بر دل آشكار . - نك ستايشنامهء بكر و نو ، همچون درخش بوستان خرم و دلپذير ، از سرايندهاش خوشدل و شادان است ، چون شادى نيزار از آب غدير . « 1 » شاعر را بشناسيم او شريف رضى ، ذو الحسبين ، ابو الحسن ، محمد ، پسر ابو احمد ، حسين ، پسر موسى ، پسر محمد ، پسر موسى ، پسر ابراهيم ، فرزند امام ابو ابراهيم ، موسى كاظم عليه السّلام است . مادرش فاطمه خاتون ، دختر حسين بن ابى محمد ، حسن اطروش ، فرزند على ، پسر حسن ، پسر على ، پسر عمر ، پسر على بن ابى طالب عليه السّلام است . پدرش ابو احمد در عهد خلافت عباسى و دولت آل بويه ، صاحب منزلتى بزرگ و و الا بود و ابو نصر ، بهاء الدين او را با لقب طاهر اوحد امتياز بخشيد . پنج نوبت سرپرستى و نقابت آل ابى طالب را به عهده گرفت و در حال نقابت ، رخت به صحرا كشيد و ديده از جهان فروبست . و اگر عزت و اقتدارش نبود ، عضد الدوله ناچار نمىشد كه او را موقع بازداشت به شهر فارس در دژى محكم و استوار نگه دارد . ابو احمد همواره در آن دژ بود تا عضد الدوله درگذشت و فرزندش شرف الدوله او را آزاد نمود و هنگامى كه راهى بغداد شد ، به مصاحبت خود برگزيد . در خدمات دينى و اجتماعى گامهاى مؤثرى برداشت و تلاش و كوششى چشمگير داشت ، با سابقهاى ممتد و قدمى استوار . در سال 304 تولد يافت و در شب شنبه بيست و پنجم جمادى الاول سال 400 دار فانى را وداع گفت « 2 » و چكامهسرايان در سوگ و ماتمش قصيدهها سرودند ، از جمله دو فرزندش سيد مرتضى و شريف رضى و نيز مهيار ديلمى و ابو العلاى معرى با
--> ( 1 ) . تمام قصيده در ديوان الشريف الرضى : 1 / 327 ثبت شده است . او با اين قصيده ، پدرش را در روز عيد غدير ثنا گفته و ضمن آن از بازگشت املاكش به دو در سال 396 ياد كرده است . ( 2 ) . صحاح الاخبار 60 ؛ الدرجات الرفيعة .