الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

236

الغدير ( فارسى )

بىپروا از فتنهء دشمنان ، نداى ولايت درداده و به ستايش اين خاندان زبان گشاده است . ياقوت حموى گويد : او از شعراى عضد الدوله فرزند بويه است و مهلبى را هم ثنا گفته . شعرش دقيق و اسلوبش لطيف بوده و در سال 401 درگذشته است . ابيات زير از جمله اشعار اوست : ( 1 ) - اگر آدميزاده از امكانات خود خشنود نباشد و كار نيكى به فرجام نياورد . - او را واگذار كه رسم تدبير نداند ، يك روز خندان است و در برابر سالى گريان . ( 2 ) - اى گروه صوفيان ، اى شريرترين گروهها كيشى پديد آورديد ناستوده و پليد . - آيا خداوند عزت در قرآن فرمود كه چون چارپايان بخوريد و رقص‌كنان جفتك بيندازيد ؟ ( 3 ) - به دل گفتم : از چه آشفته‌اى بگو ، گفت : خباز پسرى تاروپودم دريد . - جادوى چشمانش جان مرا خسته است ، دلش بجوييد تا قلب مرا شفا بخشد يا واگذاريد كه با درد خود بميرم . ( 4 ) - سرزمين خدا وسيع است و نعمت دنيا فراوان . - به آنها كه تن به خوارى داده و بر خاك راه نشسته‌اند بگو : سبكبال بار سفر بنديد .