الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

219

الغدير ( فارسى )

- زنان گردم جمع آمدند و هريك به زبانى سركوفت زدند : - پدرت ترا با على كابين بست ، شوهرى فقير و بىمال . - فرمود : فاطمه جان گوش فرا ده ! خداى را سپاس گزار كه نعمت سرشارى نصيبت كرد . - جز به فرمان خداى ، ترا با على جفت نكردم ، همان خداى كه تدبيرش نكوست . - خدا به جبريل فرمان داد و او با آواى بلند در آسمانها صلا در داد . - فرشتگان همه فراآمدند و در بيت المعمور گرد جبرئيل انبوه گشتند . - جبريل به‌پا خاست و حق ستايش و بزرگداشت حق به جاى گذاشت . - آنگاه ندا در داد : پروردگارا شاهد باش كه فاطمه را با على ، جوانمرد پاك‌گوهر ، جفت كردم . - خداى آسمانها فرمود : كابين اين فرخنده ازدواج را من مقرر سازم كه بالاترين كابين است . - يك پنجم سود ويژهء آب و خاك ؛ و مهر و داد آنان را بر همگان فرض و مسلم ساختم . - بدين هنگام درخت طوبى شادباش خود را بر حوريان نثار كرد ، مشك عنبر و عبير . « 1 » - روايت است از رسول خدا سخنى كه در ميان امت مشهور است . - فرمود : در آن اثنا كه بهشتيان در بوستانها مىخرامند ، پرتوى بتابد . - چنان پرتوى كه از درخشش آن چشمها خيره شود ، شگفت آورند و فرياد زنند . - مگر نه خداى عزت فرمود : آنجا نه خورشيد تابد و نه سوز سرما باشد ؟ - هاتفى بهشتيان را پاسخ دهد : آرام گيريد ، شما از هرآفتى درامانيد . - سرور و سالارتان على با زهراى مرضيه سخنى گفت كه او را به وجد آورد . - اين درخشش و پرتو از شكرخند مبارك اوست . حق او را بشناسيد و يادش را گرامى داريد . - اى زادگان احمد ! به رستاخيز ، پشت و پناه من شماييد . - به خاطر شما و به فرمان شماست كه دوستان سعادت يابند و دشمنان شما در آتش سوزان جاى كنند .

--> ( 1 ) . شرح اين احاديث را در الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 2 / 318 ، ملاحظه فرماييد .