الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

12

الغدير ( فارسى )

- جان خود را در كاردانى و تدبير امور ، ورزيده ساز و مگذار بدون مطالعه و پيش‌بينى وارد عمل شود ، چه تدبير و كاردانى بافضيلت و افتخار همراه است . - نفس خود را در هرچه خواهد و جويد ، فرمان مبر ، چه بايد از قهر تو حساب برد . - نفس آدمى ، بالطبع از نيكيها كناره مىگيرد و به سوى بدى مىشتابد كه فريبنده است . و نيز اين شعر او را از نظر بگذرانيد : - در شگفتم از آن كسى كه دولتى دارد و خدايش از نگونسار شدن در طلب معاش محفوظ داشته است . - چرا اوقات خود را به دو بخش تقسيم نمىكند : نصيب مادى و بهرهء معنوى . - موقعى كه از عيش و لذت فارغ شد ، به تاريخ و اشعار و نويسندگى رو آورد . - گاهى بكوشد و گاه به راحت گذراند و چون شب پردهء تاريكى آويخت ، به‌پا خيزد . - در روشنايى روز از دنيا بهره‌مند شود و در تاريكى شب به حقوق الهى قيام كند . - اين تقسيم‌بندى سهل است ؛ اگر پندپذير باشد ، به سعادت و راه صواب موفق مىشود . و از سخنان گهربارش در تحليل از خود راضى بودن و آنچه مايهء سركشى و عناد و بىتوجهى نفس آدمى به آداب و اخلاق مىشود ، اين شعر اوست : - هيچگاه از خود راضى و خشنود نبوده‌ام ، مبادا كه نفس سر به طغيان بردارد ، بلكه برعكس ، جوانمرد موقعى از خودش خشنود است كه نفس را به خشم آورده باشد . - اگر من از نفس خودم خشنود مىشدم ، بىگمان در تحصيل آداب و اخلاق گامهايم كوتاه‌تر بود . - حتى در آن چند گام كوتاه هم‌زبان به سرزنش و عتاب مىگشود كه چرا به رنج و تعبم افكندى . و از سخنان حكمت‌آميزش اين شعر اوست : - جوانمرد اگر به زندگى حرص ورزد ، بايد تن به ذلت دهد ، ولى در صبر و شكيبايى شرافت عالى تحصيل مىشود . - آن كه پيوسته در طلب دولت گام مىزند ، در واقع حمّال ديگران است . - و گاه آنچه در اختيار دارد ، به اميد بهرهء بيشتر به معامله مىگذارد و سرمايه را از كف