الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
199
الغدير ( فارسى )
نالايقان را با گرز آتشين برانند ؟ - همان دروازه كه داخل آن رحمت الهى است و بيرونش شكنجهء رسوا ؟ - نابخردانه ، راه رشد و صلاح را پس از پيامبرشان ترك گفتند و در گمراهى سرخورده تباه شدند . - آن كه از افتخارات آزادگى دم زند ، كجا تواند با او برابر شود كه در كودكى بر جهانيان سرور گشت . - به خدا سوگند ، وصى پيامبر ، در اثر خوارى از پاى ننشست ، آنها خوارتر از اين بودند . - بلكه مىخواست حجت الهى بر آنان تمام شود و در دنيا و آخرت رسواى همگان باشند . - روز غدير ، با او راه خيانت گرفتند و بيعت او را ضايع گذاشتند . - اى فرمانده بهشت و دوزخ ! به عشقت سوگند ، سوگندى راست كه از دل مؤمن پاك خيزد . - تويى « صراط مستقيم » بر گذرگاه دوزخ ، اى على ما را در پناه خود گير ! - به رستاخيز ، جام آب حيات ، خنك و گوارا در دست تست ، دوست را سيراب و دشمن را محروم سازى . - كليد دوزخ و بهشت در دست تست ، اين يك در آتش سوزان و آن يك را در بوستان جاى دهى . - من عشق ترا در دل كاشتم ، هركسى آن درود عاقبت كار كه كشت . ( 11 ) باز هم غديريهاى در ستايش امير المؤمنين عليه السّلام : - على در بارگاه خداوندگارش گرانقدر و والاست ، گرچه ملامت سرگشتگان فراوان است . - على دستاويز محكم الهى است كه هركس بدان چنگ زند ، از گسستن باك ندارد . - چه شبهاى تار ، سرگرم راز و نياز ، و چه روزهاى گرم سوزان روزهدار ؟