الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
197
الغدير ( فارسى )
- آن روز كه ميان ياران ، برادرى استوار نمود ، او را به برادرى خود سرافراز فرمود . - آن روز كه مرغ بريان به انتظار بماند و پيامبر حق ، خدا را بازارى بخواند : - پروردگارا ، برانگيز آن كه به درگاهت محبوبتر است تا در كنارم بر اين سفره نشيند . - نيايش پيامبر به پايان نرسيد كه على آمد و بازگرديد . - سه نوبت و آخر بار ، در را بكوفت و از جاى بركند . - پيامبرش فرمود ، درآى كه دير آمدى اى بلند پيشانى ! - گفت : اينك سومين نوبت است كه آمدم و خادمت عذر آورد . - باخشم به خادم نگريست : از چه برادرم را بازگرداندى ؟ - به كيفر اين كردار ، پيسى فاحشى بر صورت او نمودار گشت در ميان ابرو . - حال ، از چه برگزيديد ، جز آن را كه خدايتان برگزيد و بپروريد . - كجا با اين نصوص برابر آيد ، اجماع كينهوران جاهطلب ؟ ( 9 ) قسمتى از قصيدهء ديگر او كه در ثناى حيدر عليه السّلام سروده است : - سؤال كردى از حيدر و مرا مشكل افتاد ، پاسخ اين سؤال درحد من نيست . - خدايش همنام خود على ناميد و از اينرو ، در مقام و رتبه ، سر به فلك ساييد . - خدايش از جهانيان برگزيد و بر شاهراه حقيقت چون علم هدايت بركشيد . - روز غدير ، براى او ، پيمان طاعت گرفت ، پيمانى استوار و محكم . - و آن روز كه مصطفى در ميان اصحاب عقد برادرى بست ، وصى او برادر و همتا گشت . - دامن حقيقت را از لوث ضلال و حيرت شست و از اينرو ، پاى بر فرق جوزا نهاد . - فرشتگان آسمانش ، حيدر فاروق نام كردند ، به فرمان ذو الجلال . - پيش از همگان ، رسالت احمد را از جان و دل تصديق نمود و از اينرو ، نامش صديق بود . - اگر ديگران مدعى اين اسامى و القابند ، بايد كه گواه موثقى آرند . به حديثى اشاره دارد كه در همين كتاب بدين مضمون گذشت كه على عليه السّلام صديق اين