الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

195

الغدير ( فارسى )

- و در غدير خم فرمود : على بعد از او جانشين و سالار است . - در خانهء همگان را به مسجد بست ، جز او ، سينه‌ها از كينه پرجوش شد . - از هرناهنجارى دربارهء على زبان نكشيدند و بدخواهى آغاز شد . - فرمود : شما از على چه مىخواهيد ؟ خدا خود شنوا و بيناست . - من راه شما را به مسجد مسدود نكردم ، خداى مقتدر چنين فرمود . - اى ياران ! من فرمان حق بردم ، به وحى از خداى مهربان و غفور . - اين ويژگى گواه است كه على از هرآلايشى پاك است . ( 6 ) و در قصيدهء ديگرى كه روز غدير را ياد كرده و على عليه السّلام را ثناخوان گشته چنين سروده است : - خداى به احمد فرمود : رسم خلافت را به قريش ابلاغ كن ، من ترا نگهبان از دشمنانم . - اگر اين فرمان را ابلاغ نكنى ، ابلاغ فرامين دگر بىثمر است . - حاجيان را در غدير خم منزل داد و على را آورد و همگان را بخواند . - دست او را برافراشت ، چنان كه حاضران ديدند و شناختند . - وه ، چه گرامى آن كه دستش افراشته شد و چه گرامى آن كه دست بيافراشت . - فرمود : و همگان ساكت و خاموش سخن او مىشنيدند : - هلا ! اين برادر من است و وصى بر حق من ، عهدگزار من است و وام‌پرداز من . - هلا ! هركه من سالار اويم ، اين سالار اوست . گواه باشيد . - خداى مهر ورزد با هركه على را سالار گيرد و خشم گيرد با هركه او را دشمن بدخواه گردد . - حديثى از جابر « 1 » رسيده است ، كه مؤمنين را با مهر على آزمون مىنموديم . - هركه على را دوست بود ، مؤمن مىشناختيم ، و منافقان معرف خود بودند . - با دشمنى على ، هلا ! مرگ بر آنها ! از جان ما چه مىخواهند !

--> ( 1 ) . اين حديث را حافظان در كتب خود نقل كرده‌اند . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 3 / 182 .