الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
10
الغدير ( فارسى )
- شوهرش گفت : مگر در خبر صحيح وارد نشده كه فرزند از آن صاحب بستر است و نصيب فاسق سنگ . - با خود گفتم : پس مطابق اين خبر ، من به جاى اينكه او را هجو گويم ، تهنيت گفتهام . كشاجم و رياستمدارى در اثر همان سلامت طبع ، پاكى نفس ، نيك نهادى و محاسن اخلاق و نيز به خاطر اينكه از مكر ، فريب ، بدزبانى و شرارت بر كنار بود ، نه خود را به مشاغل حكومتى و قبول پستهاى دولتى ، در بارگاه سلاطين و امرا آلوده ساخت و نه در آرزوى آن بود كه به مناصبى چون وزارت و استاندارى و يا دبيرى و كارگزارى دربار خلفا دست يابد . بنابراين ، فضايل نفسانى و عقل و درايت خود را كه سرمايهء اين گونه مشاغل است ، وسيلهء نيل به آنها قرار نداد ، بلكه پوشيدن لباس رياست را هلاك روح و جان مىدانست و مىگفت : - اشغال پست رياست با سرگردانى و نخوت همراه است . - هرگاه كسى جامهء رياست بپوشد ، در خلوت و جلوت دچار تكبّر و خودبزرگبينى خواهد شد . - در نتيجه ، از اداى حقوق برادران كوتاهى مىكند و طمع مىبندد كه مردم براى خوشايند او چون سيل به در خانهاش بشتابند . - حتى از دعاى نيك هم دربارهء دوستان مضايقه مىورزد و با اينهمه ، انتظار دارد محبوب همگان باشد . - به خاطر اين است كه مىگويم : اگر من به دو نامهاى بنگارم ، خداوند دعاى مرا مستجاب نفرمايد . - حتى من به خانهء او پا نخواهم گذاشت ، گرچه در خانهء خدا مسكن گزيند . در اين صورت ، طبيعى است كه ببينيم كشاجم دوستان خود را از قبول پستهاى دولتى منع مىكند و از تصدى مناصب و مشاغل ديوانى برحذر مىدارد ، مبادا گرفتار عار و ننگ نوكرى ارباب دولت شوند . به رفيقان خود هشدار مىدهد كه رياستمدارى ، با سيهكارى