الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
181
الغدير ( فارسى )
- بار پروردگارا ، كردارى ندارم جز ولاى احمد و خاندان والايش ، يعنى همتاى رسول و وصى او و نيز فاطمه و دو فرزندش ، آن سپيدرويان كه زيور عرش و كرسىاند . - از آن پس على و فرزندش محمد و هم جعفر صادق و موسى راهبر و باز على و آنگه سرور بخشندگان محمد و بعد على هادى بزرگوار و حسن ، آن كه مهدى را برآورد . - بار خدايا ، به پاس اينانم عزت دنيا بخش و راحت در گور و نيز در زندگى بازپسين ايمنى از عذاب و سيرابى از كوثر ، و نيز دمسازم كن با آنان در مقام ارجمند . - اى طلحه ! اگر پايان دفترت بر اين نسق باشد ، دلهره و اضطرابت نباشد ؛ طلحهاى باشى نيك انجام و پاداشت بر خداى جهانيان در فرجام ، آرى ، پروردگار مهربان مرا بس . و از چكامهء اوست در ستايش امير المؤمنين عليه السّلام : - من كفالت كسى را پذيرفتم كه رسول خدايش در ميان انبوه مردم گفت : - به رستاخيز ، سوارانى به محشر آيند ، ما پنج سواريم كه ششمى نداريم . - از آن ميان ، من بر براق سوارم و پارهء تنم فاطمه دنبال من روان . - در آن روز ناقهء عضباى من پاكش محمل او خواهد بود به هرسوى دوان . - پدرم ابراهيم خليل حق بر تكاورى رهوار ، شوكت ما در آن روز باشد پديدار . - برادرم صالح بر ناقهء الهى پيشاپيش من در صحراى محشر كامكار . - و على بر شترى سپيد از شترهاى بهشتى سوار ، چه گويم در وصف آن شاهباز . - پرچم سپاس را به نام خداى يكتاى پسنديده در دست دارد بر سر من فراز . - و بر سر او تاجى مرصع از نور ، درخشان و تابان چون آفتاب . - پرتو نورش عرصهء رستاخيز را روشن ساخته ، وه چه باشكوه ! - تاجى كه هفتاد كنگره دارد ، كنگرهء رخشان چون اختر پرفروغ . - سپاس گزارم پروردگار خود را بر نعمت ولاشان فراوان و بىحساب . قصيدهاى دارد كه در ماتم حسين عليه السّلام سبط فداكار رسول صلّى اللّه عليه و آله سروده است : - اى ماه تابان كه دير نپاييدى ، در ماتم تست كه نوحهسرا گشتهام . - اى چرخ غدار ! گردش ناموزونت حوادث نامطلوب به بار آورد . - بعد از عاشوراى حسين واى بر من ، شوخى و طرب گواراست ؟