الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

156

الغدير ( فارسى )

- و پناه ما در حوادث زمانه « رسى » است و در روز سختىام به ساحت او گريزان . - سرورى كه سر رفعت به آسمان سوده ، گواه عزت و شرفش نجابت پدران . - بارگاه شرفش در آسمانها باشد ، فوق كهكشان . - از شرافت براى او همين بس كه از نسل مصطفى است و زادهء على ، شاه مردان . - مرتبه‌اى كه در عزت سر به فلك كشيده ما فوق رتبت دگران . - افتخارى كه هيچ‌كس منكر نيست از عجمان و تازيان . - اين شماييد كه در شأنشان نازل شده اخبار آسمان . - هرآن منقبتى كه در جهانيان يافت شود ، انتسابش به شما خاندان است . - در ميدان نبرد ، با زور بازوى شما جلوه فروشد ، شمشير بران . - و در مكتب معارف ، بيان شيواى شماست پرده‌گشاى راز عرفان . - و در روز جنگ كه نيزه‌ها درهم پيچد ، شماييد بر طرف كنندهء احزان . و در قصيدهء ديگرى گويد ، با اين آغاز : - اندوه عشق را آشكار كرد ، زانكه كامش برنيامد . - شيدايى كه درد عشقش به زانو درآورده برايش اميد شفا نباشد . - چنان نحيف و لاغر گشته كه گويا به چشم نيايد . - اگر لاغرى كسى را از ديده ناپديد مىكرد ، هم او بود . و در همين قصيده مىسرايد : - وه كه چه سرورى است « رسى » كه همگان به سرورى او خشنودند . - خداوند دشمنانش را در حوادث زمانه برخى او سازد . - به خدا سوگند ، هركه در بارگاهش جا سازد ، به دولت و ثروت دست يابد . - كيست كه در مقامات عاليه همرتبه و همتاى او باشد . - بالاتر از آن است كه در سرورى و عظمت به پايهء او رسند . - شاهى كه تا بوده ، با قدرت و صولت از حريم خود دفاع كرده است . - درياى جود و كرمى كه ساحلش ناپيداست . - هركه از جهانيان اميدش به ابراهيم باشد نااميد نيست .