الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
122
الغدير ( فارسى )
- نه پسر مرجانه در اين خونريزى گناهى مرتكب گشت و نه شمر ، ملعون و مطرود است . - و گفتى : پسر سعد را در حلال شمردن حرمت خاندان نبوت ، اجرى فزون و بيكران است . - و سپس به عقب بازگشتى و عثمان را ماتمسرا گشتى ، آن هم با اشعار بىمايه و مبتذل . - و از اين راه مورد طعن و ملامتى گشتى كه بر كمخردان و ديوانگان هم پوشيده نيست . - و گفتى : بالاتر از روز غدير اگر روايتش صحيح باشد ، روز « شعانين » يهود است . - و روز عيدت ، روز عاشوراست كه شراب و شيرينى تهيه بينى ، چونان كه نصارا شراب و نان مقدس مهيا كنند . - در آن روز پيرزنانتان به خانه درآيند . غير از اين است كه سخن پيرزنان وحى شيطان است ؟ - با خدايت به دشمنى برخاستى و از نعمتش بىپروا شدى ، و حال آنكه از سطوت الهى ايمن نتوان گشت . - پس خدايت گفت : برو بوزينهاى باش كه بر پشتش دم رويد . و فرمان خدايت با كاف و نون است . - و به من فرمود : برو آزادهاى باش كه هرآن ، رتبهات بالا گيرد ، در پيشگاه ملوك و دربار سلاطين . - خداوند پيش از تو ، به دوران موسى و هارون جماعتى را مسخ فرمود . - به خاطر گناهى كه كمتر از اين بود ، برو به آنها بپيوند و پيرامون اين مگرد كه به من ملحق شوى . « 1 » و در قصيدهء ديگرى از روز غدير ياد كرده و گفته است : - سوگند به مصطفى و داماد و جانشين وى در روز غدير خم . شاعر را بشناسيم ابو عبد اللّه ، حسين ، پسر احمد ، پسر محمد ، پسر جعفر ، پسر محمد ، پسر حجاج نيلى
--> ( 1 ) . اين قصيده 58 بيت است .