الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
114
الغدير ( فارسى )
از تقوا و پرهيزگارى مدد جستهام . - اينها همه حقايق است كه در پردهء الفاظ نهفته شده و چون بدرخشد ، با لمعانش چشم كوردلان را شفا بخشد . - اينها زيور آل طه است و زيب خاندانش ، و همينهاست كه براى فرزندان ابو سفيان و مروان ، پستى و ننگ به بار آورد . - آرى ، اينهمه جواهر بود كه جوهرى به پاس محبت ، از سرزمين جرجان به ارمغان آورد . « 1 » جوهرى ، قصيدهء ديگرى در رثا و ماتم حسين شهيد دارد كه خوارزمى در مقتل خود ، و ابن شهر آشوب در مناقب خود ، و علامهء مجلسى در بحار الانوار آن را آوردهاند ، ملاحظه بفرماييد : - اى ماتمزدگان عاشورا ! اين آه و نالهاى كه سر كردهام ، در ماتم دين است . اى آل ياسين ! جامهء ماتم به بر كنيد . - در اين روز ، گريبان دين چاك شد ، چون دختران احمد را بسان كفار روم و چين به اسيرى بردند . - امروز ، نوحهسراى اين خاندان بر فراز تپههاى كربلا ، با صداى بلند مىگفت : چه كسى است كه از پدر كشتهء بينوا تفقد كند ؟ - امروز جگر مصطفى به خون نشست ، خونى كه اينك بر سينهء حوريان چون مشك دلاويز است . - امروز ستارهء افتخار مضر ، از پا درافتاده خوار و ذليل گشت . - امروز مشعل فروزان الهى خاموش شد ، و كشتى تقوا به گل نشست . - امروز رشتهء هدايت از هم گسيخت ، و گرد خوارى بر سيماى اسلام پاشيد . - امروز بارگاه قدس الهى فروريخت و عرصهء آن پامال ستوران گشت . - امروز فرزندان ابو سفيان به آرزوى خود را رسيدند ، از آتشى كه در بدر و صفين افروختند . - امروز سبط مصطفى را خون دل در گلو گرفت و از پاى درآمد .
--> ( 1 ) . بحار الانوار : 45 / 278 - 279 . ( و )