الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

110

الغدير ( فارسى )

شاعران بيرون است . « 1 » شاعر را بشناسيم او ابو الحسن على بن احمد جرجانى ، معروف به جوهرى است ، چنان كه در اشعار خود ياد كرده است . جوهرى وزنه‌اى در فضل و ادب ، استوانه‌اى در لغت عرب ، ماهرى قافيه‌پرداز و نقادى سخن‌ساز بود . دست‌پرورد وزير ، صاحب بن عباد و از نديمان مخصوص و در سلك شاعران دربار او به شمار مىرفت . در ابتداى جوانى و آغاز زندگى به شعر و شاعرى پرداخت و در خطهء سخن تا آنجا به كمال رسيد كه با عبارتى آسان و سبكى روان ، مضامين نغز و سروده‌هاى پرمغز مىساخت و در ميدان ادب يكه‌سوارى بود كه هرگونه توسن سركش را مهار مىكرد ، چنان كه گفته‌اند : او نوسالى است كه پا به پاى كهن‌سالان پرتوان مىدود . صاحب از قدرت ادبى او در شگفت بود و از اشعار نيكوى او چنان به وجد مىآمد كه از سيماى نكويش و تناسبى كه ميان صورت و سيرت او از حيث طراوت و ظرافت مشهود بود ، زبان همه را به تحسين مىگشود . از اين‌رو ، صاحب بن عباد ، او را مخصوص به خود ساخت و براى رسالت بين خود و كارگزاران و اميران برگزيد . موقعى كه او را به ناحيه‌اى گسيل مىداشت ، در رسالهء خود ، چنان او را ستود كه چشمها مفتون جمال دلارايش و دلها شيفتهء كمال والايش گشت . از جمله در نامه‌اى كه به ابو العباس ضبى ، يكى از شعراى غدير نوشته و به اصفهان گسيل داشته ، بالاترين ثنا را در مدح جوهرى به كار بسته و بدين وسيله ابو العباس را به اكرام و بزرگداشت و جلب رضايت او واداشته است . اين نامه در يتيمه ياد شده و ما در اينجا چكيدهء آن را مىآوريم : اگر سرور من گويد : صاحب اين همه شأن و جاه و اين رفعت پايگاه كيست ؟ گويم : همان كه فضل و دانشش ترجمانى عادل است و طبع سرشارش زيب محافل . آن كه

--> ( 1 ) . مناقب ابن شهر آشوب : 2 / 203 .