الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

92

الغدير ( فارسى )

مساعدت داده است ، ولى او هرچه نامه را زيرورو كرد ، چيزى به نظرش نرسيد . نامه را به ابو العباس ضبى عرضه كرد ، ابو العباس بعد از دقت كافى متوجه شد كه صاحب با نوشتن فقط يك الف ، پاسخ مساعد داده است . در رقعهء متقاضى چنين بود : فان رأى مولانا أن ينعم بكذا ، فعل . اگر رأى مبارك سرورمان تعلق گيرد كه مساعدت فرمايد ، خواهد كرد و معلوم شد صاحب جلو « فعل » كه جزاى شرط است ، به معنى « خواهد كرد » ، يك الف اضافه كرده يعنى « افعل » : خواهم كرد . 4 - صاحب ، در يك طبق نقره ، عطرى خدمت ابو هاشم علوى هديه كرده با اين سروده گسيل داشت : - اين بنده به قصد زيارت عتبهء مباركه خدمت رسيد ، تا از پرتو انوارت نصيبى گيرد . - از اين عطرى كه تقديم مقامت شده ، بهره‌گير كه عطرفروش از خوى چون مشكت مايه گرفته است . - اما ظرف پيشكشى است كه با عطر همراه شده ، با قبول آن ، عنايتى بر عناياتت بيفزا . 5 - ابو القاسم زعفرانى به شكوه و جلال صاحب نگريست كه جمعى از خدم و حشم و حاشيه‌نشينان با لباسهاى فاخر و جبه‌هاى خز گرداگرد مجلس نشسته‌اند ، به كنارى رفت و به نوشتن پرداخت . به صاحب گفتند : در حضور شما چنين جسارتى مرتكب مىشود ، صاحب فرمود : او را بياوريد . زعفرانى لحظه‌اى مهلت خواست تا از نوشتن بپردازد ، صاحب تقاضاى او را رد كرد و دستور داد طومار را از دستش گرفته ، بازآورند ؛ زعفرانى نزديك شد و گفت : خداوند صاحب را مؤيد بدارد و سرود : - چكامه را از زبان شاعرش بشنو كه بيشتر در شگفت شوى ، گل بر سر شاخه زيباتر است . صاحب فرمود : بياور تا چه دارى ، ابو القاسم ابياتى برخواند كه از آن جمله است : - دگران مال و دولت اندوزند و با حرص و ولع گنجينه سازند . - و تو اى زادهء عباد ، اى اميد همگان ! نوال و بخشش آرزوى تست . - عطايت براى همگان ، خواه بخشنده باشند خواه تهيدست ، چون ميوهء رسيده مهياى