الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

95

الغدير ( فارسى )

متضمن صلاح و سعادت ما بود ، بيان نمودى . فرمود : همانا من بر شما در انتقال به سراى ديگر پيشى مىگيرم و شما در كنار حوض بر من وارد مىشويد و من در ميان شما دو چيز گرانبها و نفيس بر جاى مىگذارم كه اگر پيوستگى خود را به آن دو حفظ كنيد ، هرگز گمراه نخواهيد شد : كتاب خدا و عترت و اهل بيت من . اين دو هرگز از يكديگر جدا نمىشوند تا در كنار حوض بر من وارد شوند . سپس فرمود : آيا نمىدانيد كه من به شما از خودتان سزاوارترم ؟ گفتند : آرى ، چنين است . در اين هنگام در حالى كه دست على را در دست داشت ، فرمود : هركس من مولاى اويم ، على مولاى او خواهد بود . سپس فرمود : بار خدايا دوستان او را دوست بدار ، و دشمنان او را دشمن دار . همين حديث را ابو بكر جعابى در نخب و ابن عبد البرّ از او روايت كرده‌اند « 1 » و حديث مزبور در اسماء الرجال ابو الحجاج و آثارى ديگر « 2 » به طريق عالى از مشايخ او كه همه حافظان حديث بوده‌اند ، يعنى شريف ابو تمام على بن ابى الفخار هاشمى ، و ابو طالب عبد اللطيف بن محمّد قبيطى ، و ابراهيم بن عثمان كاشغرى به نقل از عبد اللّه بن محمد بن عقيل روايت شده كه گفت : به اتفاق على بن الحسين عليه السّلام و محمّد بن الحنفيه و ابو جعفر عليه السّلام در خانهء جابر بن عبد اللّه بوديم كه مردى از اهل عراق داخل شد و به جابر گفت : ترا به خدا قسم مىدهم كه آنچه از رسول خدا ديدى و شنيدى ، براى من بيان كن . . . تا آخر اين داستان كه در حديث مناشدهء مرد عراقى با جابر بن عبد اللّه خواهد آمد . حافظ حموينى در فرايد السمطين ، سمط اول از باب نهم از طريق حافظ ابن البطّى ، و ابن كثير « 3 » به اسناد از عبد اللّه بن محمّد بن عقيل از جابر اين حديث را روايت كرده‌اند . وى پس از نقل حديث گفته است : استاد ما ذهبى گفت : اين حديث از نقطهء نظر راويانى كه در سلسله روايت دارد ، حديث نيكويى است . ابن لهيعه هم آن را از بكر بن سواده و جز او ، از ابو سلمة بن عبد الرحمن ، از جابر به همين نحو روايت كرده است . همچنين متقى هندى به نقل از بزّار به اسنادش از او « 4 » ، و سمهودى در جواهر العقدين به

--> ( 1 ) . ر ك : الاستيعاب : 2 / 473 . ( 2 ) . ر ك : تهذيب التهذيب : 7 / 337 ؛ كفاية الطالب 16 . ( 3 ) . البداية و النهاية : 5 / 209 . ( 4 ) . كنز العمّال : 6 / 398 .