الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

92

الغدير ( فارسى )

متّقى هندى از طريق احمد « 1 » و نيز به نقل از سنن حافظ ابن ابى شيبه « 2 » و ابن كثير از عدى به نقل از ابن ماجه و حافظ عبد الرزاق و حافظ ابو يعلى موصلى و حافظ حسن بن سفيان و حافظ ابن جرير طبرى « 3 » و نيز از طريق حافظ عبد الرزّاق ، از معمّر ، از ابن جدعان ، از عدى . « 4 » اين راويان همگى از براء بن عازب روايت نموده‌اند كه گفت : با رسول خدا ، از مكّه بيرون شديم و در غدير خم فرود آمديم . منادى از طرف آن حضرت اجتماع عمومى را اعلام كرد و پس از آنكه همگى گرد آمديم ، فرمود : آيا من سزاوارتر به شما از خود شما نيستم ؟ گفتيم : آرى هستى يا رسول اللّه . فرمود : آيا من سزاوارتر به شما از مادرانتان نيستم ؟ گفتيم : آرى هستى يا رسول اللّه . فرمود : آيا من سزاوارتر به شما از پدرانتان نيستم ؟ گفتيم : بلى يا رسول اللّه هستى . حضرتش از اين قبيل پرسش‌ها را داير بر اولويّت خود چند بار تكرار فرمود و ما نيز همه را تصديق نموديم . آنگاه فرمود : هركس كه من مولاى او هستم ، على مولاى او خواهد بود « 5 » ، بار خدايا دوست بدار كسى را كه او را دوست دارد و دشمن دار كسى را كه او را دشمن دارد . پس عمر بن خطّاب گفت : گوارا باد ترا اى پسر ابو طالب كه امروز را درك نمودى ، در حالى كه ولىّ و سرپرست هرمؤمن هستى . همچنين اين حديث را ابن ماجه از حديث حماد بن سلمه ، از على بن زيد و ابو هارون عبدى ، از عدى بن ثابت ، از براء آورده و موسى بن عثمان حضرمى نيز از ابن اسحاق به همين عنوان از براء روايت كرده است . حديث مزبور را حافظ ابو محمّد عاصمى در زين الفتى از ابو بكر جلاب ، از احمد همدانى ، از ابو جعفر محمّد بن ابراهيم قهستانى ، از ابو قريش محمّد بن جمعه ، از ابو يحيى مقرى ، از پدرش ، از حماد بن سلمه ، از على بن زيد بن جدعان ، از عدى بن ثابت ، از براء بن عازب به شرح و لفظى كه در حديث تهنيت خواهد آمد ، روايت نموده است و افزون بر

--> ( 1 ) . كنز العمّال : 6 / 152 . ( 2 ) . همان : 6 / 397 . ( 3 ) . البداية و النهاية : 5 / 209 . ( 4 ) . همان : 7 / 349 . ( 5 ) . در نسخهء چاپى البداية و النهاية به لفظ من كنت مولاه فعلى مولاه ذكر شده و در نسخهء خطى آن به طورى كه در عبقات از آن نقل شده ، چنين مذكور است : من كنت مولاه فانّ عليا بعدى مولاه .