الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

77

الغدير ( فارسى )

كه هلاك خواهيد شد . سپس دست على عليه السّلام را گرفت و بلند كرد تا آنجا كه سفيدى زير بغل هردو نمايان شد و مردم همه متوجه آن شدند . آنگاه فرمود : اى مردم ، كيست كه بر اهل ايمان از خود آنها سزاوارتر باشد ؟ گفتند : خدا و رسولش داناترند . فرمود : همانا خدا مولاى من است و من مولاى مؤمنان هستم و بر ايشان از خودشان سزاوارتر . پس هركس كه من مولاى اويم ، على مولاى او خواهد بود و اين سخن را سه بار و بنا به گفتهء احمد بن حنبل ، پيشواى حنبلىها چهار بار تكرار فرمود . سپس دست به دعا گشود و گفت : بار خدايا ، دوست بدار آنكس را كه او را دوست دارد و دشمن بدار آنكس را كه او را دشمن دارد و يارى فرما ياران او را و خوار گردان خواركنندگان او را و همو را معيار و ميزان و محور حق و راستى قرار ده . آنگاه فرمود : بايد حاضران اين امر را به غايبان برسانند و ابلاغ نمايند . هنوز جمعيت پراكنده نشده بودند كه امين وحى الهى رسيد و اين آيه را آورد : امروز دين شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را دين شما برگزيدم . « 1 » در اين موقع پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اللّه اكبر . بر اكمال دين و اتمام نعمت و خشنودى خدا به رسالت من و ولايت على پس از من . سپس مردم لب به تهنيت امير المؤمنين عليه السّلام گشودند و پيشاپيش همه ابو بكر و عمر بودند كه گفتند : آفرين بر تو اى پسر ابى طالب كه امروز بر تو گذشت در حالى كه مولاى ما و مولاى هرمرد و زن مؤمن آمدى . ابن عباس هم گفت : به خدا سوگند كه ولايت على بر همه واجب گشت . آنگاه حسان بن ثابت گفت : يا رسول اللّه ، اجازه فرما تا دربارهء على اشعارى بسرايم . پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : به لطف خدا بگو . در اين هنگام حسان برخاست و چنين گفت : اى بزرگان قريش ، در محضر پيغمبر اسلام دربارهء ولايت كه مسلّم گشت ، گفتار و اشعار خود را بيان مىكنم ؛ بعد گفت : يناديهم ، يوم الغدير نبيّهم * بخمّ فاسمع بالرّسول مناديا « 2 »

--> ( 1 ) . مائدة 3 / 3 . ( 2 ) . ترجمهء اين بيت و دنبالهء آن در بخش حال حسّان بن ثابت ، يكى از شعراى سدهء نخستين هجرى در جاى خود از نظر خواهد گذشت .