الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
653
الغدير ( فارسى )
هُمْ راكِعُونَ . « 1 » اين آيه كه در شأن على ، رضى اللّه عنه ، نازل گشته ، دلالت دارد بر اينكه او بعد از رسول خدا سزاوارترين مردم بوده است . سپس در جواب آنچه ذكر شد ، گويد : امّا دربارهء اينكه رافضيان گفتند كه پيغمبر عليه السّلام على را ولىّ قرار داد ، مىگوييم : مراد پيغمبر در وقت اوست ، يعنى بعد از عثمان ، رضى اللّه عنه ، و در زمان معاويه ، رضى اللّه عنه ، و ما نيز همين را مىگوييم و همچنين در جواب قول خداى تعالى : إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا . . . « 2 » مىگوييم كه على ، رضى اللّه عنه ، به همين دليل در روزگار خود ولى و امير بوده ، و آن بعد از عثمان ، رضى اللّه عنه ، است ، اما قبل از آن وقت چنين سمتى را نداشته است . 12 - ابن باكثير مكى شافعى ( م 1047 ) در وسيلة المآل فى عدّ مناقب الآل بعد از ذكر حديث غدير به طرق متعدد گويد : دارقطنى در الفضايل از معقل بن يسار ، رضى اللّه عنه ، با بررسى سند روايت كرده كه گفت : شنيدم ابو بكر ، رضى اللّه عنه ، مىگفت : على بن ابى طالب عترت رسول خداست ، يعنى كسانى كه پيغمبر بر تمسّك به آنان و پذيرش رهبرىشان تأكيد فرموده ، پس آنان ستارگان راهنمايى هستند كه هركس از ايشان پيروى كرد ، هدايت يافت ، و ابو بكر ، رضى اللّه عنه ، على را به اين مزيت مخصوص داشته است ، زيرا او در اين مقام امام است و در شهر علم و عرفان است ، پس او امام ائمّه و عالم امّت است . گويى ابو بكر اين نظر و گفتار را از رسول خدا اخذ كرده كه آن جناب او را در روز غدير خم از بين آنها به ولايت سابقا ذكر شد ، اختصاص داد . اين حديث درست است و شكى و ريبى كه منافى با آن باشد ، وجود ندارد و از جمع كثيرى از صحابه روايت شده و شيوع و شهرت بسزا يافته است در اين باب گردهمايى حجة الوداع كفايت مىكند . 13 - سيد امير محمّد يمنى ( م 1181 ) در الروضة الندية فى شرح التحفة العلويّة بعد از ذكر حديث غدير به طرق متعدد گويد : فقيه حميد در معانى آن سخن گفته و در آن اطالهء كلام داده است و ما بعضى از سخنان او را نقل مىنماييم . وى گويد : پيغمبر دست او را گرفت و بلند كرد و گفت : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه ، و مولى هروقت بدون قرينه اطلاق
--> ( 1 و 2 ) . مائدة 5 / 55 .