الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

618

الغدير ( فارسى )

بولاية علىّ بعدى « 1 » . « 2 » شما چه امرى را در رديف رسالت در نظر مىگيريد كه به سبب آن دين به كمال رسد و نعمت تمام شود و خدا بدان خشنود گردد ؟ آيا اين امر غير از امامت است كه تماميّت امر رسالت و تكميل نشر آن و استحكام پايه‌هايش همگى بدان بستگى دارد ؟ بنابراين ، عهده‌دار اين وظيفهء مقدس و مهم به مردم از خودشان سزاوارتر است . قرينهء پنجم : اين سخن پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله است قبل از بيان ولايت : گويى كه من خوانده شده‌ام و دعوت الهى را براى انتقال به سراى ديگر اجابت كرده‌ام ، يا نزديك است كه خوانده شوم و اجابت نمايم ، يا آگاه باشيد ، همانا نزديك است كه من از شما جدا شوم و يا نزديك است كه فرستادهء پروردگارم بيايد و من اجابت نمايم . اين كلمات از روايات حفّاظ حديث مكرر نقل شده است . « 3 » از اين سخن اين حقيقت معلوم مىشود كه از وظايف تبليغى آن جناب موضوع مهمى باقى است كه بيم دارد از اينكه مرگش در رسد و آن را اعلام نفرموده باشد و اگر به آن امر قيام نكند ، امر رسالت ناتمام خواهد ماند . بنابراين ، حضرتش بعد از ذكر آن كلمات و اشعار به اهميت موضوع ، امرى را غير از ولايت امير المؤمنين عليه السّلام و ولايت عترت پاك كه او سر حلقهء آنان است ، بيان و اعلام نفرمود ، به طورى كه در نقل مسلم مصرّح است . با اين حال ، آيا جايز است كه آن امر مهم منطبق با اين ولايت ، جز معناى امامت كه مورد تصريح كتب صحاح است ، معناى ديگرى داشته باشد ؟ و آيا داراى اين مقام جز اين است كه به مردم از خودشان سزاوارتر باشد ؟ قرينهء ششم : سخن رسول خداست بعد از بيان ولايت على عليه السّلام : مرا تهنيت گوييد ، مرا تهنيت گوييد ، همانا خداوند متعال مرا به نبوت و اهل بيت مرا به امامت مخصوص گردانيد ، چنان كه قبلا از نظر گذشت . « 4 »

--> ( 1 ) . ترجمهء حديث : خداى را بزرگى سزاست كه نبوّت مرا و دين الهى را به ولايت على پس از من كمال بخشيد . ( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 43 ، 165 ، 231 - 233 ، 235 . ( 3 ) . همان : 1 / 26 ، 27 ، 30 ، 32 - 34 ، 36 ، 47 ، 176 . ( 4 ) . همان : 1 / 274 .