الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
616
الغدير ( فارسى )
موازين استدلالى كه در محل خود بيان شده است ، قبيح و ناروا خواهد بود . بنابراين ، چون او امام است ، ناگزير به مردم از خودشان سزاوارتر است . 3 - مناسبترين مقصود رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله از اين دعا كه سخنان خود را با آن پايان داده و قطعا جملههاى دعا با جملههاى قبل از آن بىارتباط نيست ، اين است كه آن جناب در مقام بيان تكليف بر حاضران بوده و وجوب طاعت و موالات در حق على را بيان داشته است كه در نتيجه ، در آن دعا به فرمانبردارى از او ترغيب شده و تمرّد و سرپيچى از او مورد تهديد قرار گرفته است و اين معنى فقط در صورتى است كه مولى را به معنى اولى بگيريم ، بر خلاف اينكه بگوييم مراد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله از مولى ، محب و ناصر بوده است كه در اين صورت ، از سخنان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله جز اين به دست نمىآمد كه على محب و دوستدار كسى است كه رسول خدا او را دوست بدارد يا يار و مددكار كسى است كه رسول خدا يار و مددكار او باشد . بنابراين ، مناسب اين بود كه دعا اختصاص به على عليه السّلام داشته باشد در موقعى كه او به محبت يا نصرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله برخيزد ، نه اينكه شامل عامهء ملت شود اگر قيام و اقدام به موالات او نمايند و برعكس ، نفرين به عامهء آنان باشد اگر با او دشمنى ورزند ، مگر اينكه فرض كنيم غرض آن جناب تأكيد بر ايجاد روابط دوستانه بين او و امّت بوده است وقتى كه دريافتند على عليه السّلام هرفردى از آنها را در هرحال و در هرزمان دوست مىدارد و يارى مىكند ، همانطور كه پيامبر چنين است و على را به جانشينى خود در ميان مردم برمىگزيند تا وظيفهء محبت و نصرت را انجام دهد و با اين تعيين ، نجات از هر مهلكه و خلاصى از هرترس و رهايى از هرپستى براى امّت فراهم گردد ، چنان كه اين ترتيب بين سلاطين و رعايا و اميران و مردمان عادى جريان دارد . چون محبت و نصرت در وجود نازنين پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بر اين مبنا و صفت است ، ناچار در آن كسى هم كه قدم به جاى قدم آن جناب مىگذارد ، بايد بر همين منوال و خصوصيّت باشد ، و گرنه سياق كلام مختل و ارتباط سخن گسيخته مىشود ؛ در نتيجه ، با اين تقريب و توضيح پس از مماشات با آنان كه مولى را به معناى محبّ و ناصر گرفتهاند ، باز معنى مولى با معناى امامت يكى است و همان مفاد اولى را مىرساند . حافظان و محدثان