الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
611
الغدير ( فارسى )
روايتى است كه مسلم به اسناد خود از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آورده كه فرمود : « نبايد بندهء مملوك به مالك خود بگويد : مولاى من » و در حديث ابو معاويه اين جمله نيز بر آن افزوده شده است : زيرا همانا مولاى شما خداست . « 1 » اين روايت كه تعدادى از پيشوايان حديث آن را در تأليفات خود با بررسى در طريق آوردهاند ، بيانگر آن است كه چون به طور مطلق از مولى سخن رود ، معناى مقصود كه « أولى » است ، به ذهن متبادر مىشود . اين مطلب را نيز در بخش سخنانى پيرامون مفاد حديث غدير مىتوان از نظر گذراند . قراين معيّن متصل و منفصل تا اينجا با توضيحاتى كه داده شد ، اهل بحث و كاوش را گزيرى جز اين نيست كه بپذيرند مولى به معناى أولى است و چنانچه ما از آنچه گفتيم ، تنزّل كرده بگوييم : يكى از معانى مولى اين معنى است و آن را مشترك لفظى بدانيم ، باز هم مقصود حاصل است ، زيرا در حديث غدير قرينههاى متّصل و گاهى منفصل وجود دارد كه با وجود اين قراين ، ارادهء غير اين معنى از بين مىرود . اينك بيان مطلب : قرينهء اول : مقدّمهء حديث است و آن سخن پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله است كه فرمود : الست أولى بكم من انفسكم : آيا من به شما از خودتان سزاوارتر نيستم ؟ يا سخنان ديگر آن جناب كه با الفاظ ديگر كه همين معنى را مىفهماند . بعد بر اين سخن افزود : فمن كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اين حديث را به كيفيتى كه بيان شد ، بسيارى از علماى فريقين روايت كردهاند كه در اينجا به ذكر نام تعدادى از پيشوايان حديث و حافظان اهل سنّت بدين شرح مبادرت مىورزيم : 1 - احمد بن حنبل 2 - ابن ماجه 3 - نسائى 4 - شيبانى 5 - ابويعلى 6 - ابو جعفر طبرى 7 - ترمذى 8 - طحاوى 9 - ابن عقده 10 - عنبرى 11 - ابو حاتم 12 - طبرانى 13 - قطيعى 14 - ابن بطّه 15 - دارقطنى 16 - ذهبى 17 - حاكم نيشابورى 18 - ثعلبى 19 - ابو نعيم
--> - كرد ، مراجعه كنيد كه عدهء زيادى از علما را در طى كلمات قوم خواهى يافت كه نظير آن دو اظهار عقيده كردهاند . ( 1 ) . صحيح مسلم 197 .