الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

585

الغدير ( فارسى )

همچنين گفته مىشود : استولى عليه ، يعنى غلبه : بر او غالب شد و قدرت يافت . همهء اين الفاظ كه مرادف يكديگر استعمال مىشوند ، يك معنى را در بر دارند و گفته مىشود : أجحف فلان بعبده ، يعنى كلّفه ما لا يطاق : بندهء خود را به امرى كه توانايى نداشت تكليف كرد . شاه صاحب ، در مورد حديث غدير و خطبهء پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله گويد : همانا لفظ « أولى » در گفتار رسول خدا كه فرمود : الست أولى بالمؤمنين من أنفسهم ، مشتق از ولايت است ، به معناى دوستى ؛ پس گفته مىشود : اولى بالمؤمنين ، يعنى محبوب‌تر نزد مؤمنان ، و چون گفته شود : بصر به ، و نظر اليه ، و رآه ، همه يكى است ، يعنى او را ديد . اين اختلاف را در اكثر الفاظ مترادف كه رمانى ( م 384 ) آنها را در يك تأليف جداگانه ، شامل چهل و پنج صفحه ( مصر 1321 ) جمع كرده ، خواهيد يافت و احدى از علماى لغت چيزى از آن را به مجرّد اختلاف كيفيّت با پيوستن حروف انكار نكرده است ، همان‌طور كه ديگران نسبت به ساير اختلافات از حيث تركيب انكارى روا نداشته‌اند . براى مثال گفته مىشود : « عندى درهم غير جيّد » و مجاز نيست كه گفته شود : « عندى درهم الّا جيّد » و گفته مىشود : « انّك عالم » ، ولى گفته نمىشود : انّ انت عالم و « الى » بر سر ضمير درمىآيد ، ولى « حتّى » بر سر ضمير درنمىآيد با اينكه معناى هردو يكى است . اين چنين است دو حرف « أم و أو » كه هردو در مورد ترديد استعمال مىشوند ، ولى در تركيب كلام به چهار وجه از يكديگر جدا هستند ؛ « هل » و « همزه » كه هردو در مورد استفهام استعمال مىشوند ، ولى از ده جهت با يكديگر فرق دارند ؛ « ايّان » و « حيث » كه از حيث معنى متّحدند و در عين حال ، از سه جهت با يكديگر در استعمال فرق دارند ؛ « كم » و « كأيّن » كه يك معنى مىدهند ، ولى از پنج جهت با يكديگر در استعمال فرق دارند ؛ « اىّ » و « من » كه با وجود اتحاد معنى ، از شش جهت فرق دارند و نيز « عند » و « لدن » و « لدى » كه با اتحاد معنى از شش جهت متباين هستند . شايد نظام الدين نيشابورى در تفسير خود بعد از نقل محصّل كلام رازى تا آنجا كه گفته : در اين هنگام استدلال به آن ساقط مىشود ، به همين گزافه‌گويى او اشاره كرده كه