الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

583

الغدير ( فارسى )

لفظ أفعل در حال اضافه به تثنيه و جمع يا ضمير آن دو استعمال مىشود ، مثلا گفته مىشود : زيد أفضل الرجلين يا زيد أفضلهما ، يعنى زيد فاضل‌ترين آن دو مرد است يا زيد فاضل‌ترين آن دو است و زيد أفضل القوم يا زيد أفضلهم ، يعنى زيد فاضل‌ترين آن گروه است يا زيد فاضل‌ترين آنهاست ، ولى اگر بعد از صيغهء « افعل » كلمهء مفرد بيايد ، به صورت اضافه استعمال نمىشود ، يعنى گفته نمىشود : زيد أفضل عمرو ، بلكه در چنين موردى ناچار بايد از حرف « من » استفاده كرد و گفت : زيد أفضل من عمرو ، يعنى زيد از عمرو فاضل‌تر است . با اين توضيح ، ديگر هيچ ترديدى باقى نمىماند كه در تمام اين موارد معنى يكى است ، و همين‌طور است در ساير كلمات هم‌وزن با « افعل » ، مثل اعلم ، اشجع ، احسن ، اسمح ، اجمل و نظاير آنها . خالد بن عبد اللّه ازهرى در باب افعل التفضيل در كتاب تصريح خود گويد : واقع شدن لفظى به جاى لفظ ديگر كه با آن مرادف و از حيث معنى متّحد است ، وقتى درست است كه مانعى در كار نباشد و در اين مورد ، مانع همان دستور استعمال است ، زيرا اسم تفضيل جز با لفظ « من » كه خاص آن مىباشد ، با هيچ‌يك از حروف جرّ سازش ندارد و گاه حرف جرّ « من » با مجرورش حذف مىشود ، و اين در حالتى است كه كلمهء محذوف معلوم باشد ، مثل وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى . « 1 » مضافا بر آنچه ذكر شد ، اشكالى را كه رازى به آن تشبّث جسته ، شامل معانى ديگر مولى كه او و ديگران ذكر كرده‌اند نيز مىشود ، از جمله معناى ناصر كه براى كلمهء مولى در حديث غدير اختيار كرده است ، چه به جاى ناصر دين اللّه ، مولى دين اللّه استعمال نشده است ، چنان كه در قرآن از قول عيسى عليه السّلام جملهء « من موالى الى اللّه » به جاى آيهء « مَنْ أَنْصارِي إِلَى اللَّهِ » « 2 » نيامده است و حوّاريون نيز در جواب ، به جاى

--> ( 1 ) . اعلى 87 / 17 : آخرت بهتر و ماندگارتر است . واژهء محذوف در اين آيهء شريفه « من الدنيا » است كه بر اين اساس ، معناى آيه چنين خواهد بود : زندگى آخرت بهتر و ماندگارتر از زندگى دنياست . در اينجا نبايد از نظر دور داشت كه ماندگارتر بودن زندگى آخرت از زندگى دنيا در مقام ترجيح است ، و گرنه زندگى آخرت تا ابد باقى و پايدار است . ( و ) ( 2 ) . آل عمران 3 / 52 .