الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
562
الغدير ( فارسى )
همو در فرايد از ابو سعيد خدرى روايت كرده كه گفت : رسول خدا ما را به قتال با ناكثين و قاسطين و مارقين امر فرمود . ما عرض كرديم : يا رسول اللّه ، ما را به قتال با اينها امر فرمودى ، با چه كس اين امر را انجام دهيم ؟ فرمود : با على بن ابى طالب . « 1 » ابن عبد البرّ گويد : از حديث على و از حديث ابن مسعود و از حديث ابى ايّوب انصارى روايت شده كه رسول خدا به قتال با ناكثين و قاسطين و مارقين امر فرمود . « 2 » اكنون كه حق را آشكارا دريافتى شايد بدان اعتراف كنى ، اما اگر جوياى سخن قاطع دربارهء معاويه و عمرو بن عاص هستى ، مىتوانى به سخنان آن دو كه در كتابهاى تاريخ ثبت شده ، مراجعه كنى ، و ما به زودى ضمن شرح حال عمرو عاص و در بحث و بررسى از معاويه در جلد دهم شما را بر آنچه كه رشد و صلاح را از غىّ و گمراهى متمايز و آشكار خواهد كرد ، واقف خواهيم ساخت . اين اجمال سخن بود در آراء ابن حزم و گمراهى و گفتار تحكّم آميز او . بنابراين ، همانطور كه خودش گفته است ، اگر نادانى و كوردلى و آشفتگى مطالب بدون علم و اطلاع در كار نباشد ، رأى عمومى را در گمراهى نامبرده خواهيد يافت كه از اهلش صادر و در محلّش واقع گشته است و در اينجا ديگر مجالى نيست براى نسبت دادن حسد و كينه به برخى از مالكىها يا غير آنها كه به گمراهى ابن حزم حكم كردهاند ، چه معاصران او و چه متأخّران از او و كتاب فصل او قوىترين دليل بر گفتار حق و رأى درست ماست . ابن خلكان گويد : ابن حزم نسبت به علماى پيش از خود بسيار بدگويى كرده و كسى از زخم زبان او ايمن نمانده است . ابن عريف گويد : زبان ابن حزم و شمشير حجاج همانند يكديگر بودهاند . وى اين سخن را از آن جهت گفته كه ابن حزم نسبت به پيشوايان بسيار بدگويى مىكرده است . در نتيجه ، دلها از او متنفر گشت و فقهاى زمان نيز زبان به اعتراض گشودند و كينهء او را به دل گرفتند و سخن او را رد كردند و بر گمراهى او اجماع كردند و به نكوهش او پرداختند و سلاطين و بزرگان را از فتنهء او برحذر داشتند و مردم را از نزديك شدن به او و اخذ آراء او نهى نمودند . سرانجام ، پادشاهان او را تبعيد و آواره كردند تا
--> ( 1 ) . فرايد السمطين ، باب پنجاه و سوم . ( 2 ) . الاستيعاب - در حاشيهء الاصابة : 3 / 53 .