الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

522

الغدير ( فارسى )

رسول خدا در حق امير در غدير خم فرموده : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه ، و بر اين جمله چنان كه در بعضى روايات آمده ، عبارتى را افزوده است ، ليكن در تمام اين روايات بر آنچه ادعا دارند از امامت كبرى و زعامت عظمى دلالتى نيست « 1 » . « 2 » همو گويد : ذهبى اين حديث را صحيح دانسته و گفته است : همانا حديث من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه متواتر است و در اينكه رسول خدا آن را بيان فرموده ، ترديدى نيست . اما جملهء اللهمّ وال من والاه زيادتى است كه اسناد آن قوى است . « 3 » 41 - شيخ محمّد حوت بيروتى شافعى ( م 1276 ) گويد : حديث من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه را اصحاب سنن جز ابو داود روايت نموده‌اند و احمد نيز آن را روايت كرده ، و بر صحت آن تأكيد ورزيده است . حديث مزبور به لفظ من كنت وليّه ، فعلىّ وليّه نيز روايت شده ، و احمد و نسائى و حاكم آن را روايت كرده و صحيح دانسته‌اند . « 4 » 42 - مولوى ، ولىّ اللّه لكنهوى در كتاب مرآت المؤمنين فى مناقب اهل بيت المرسلين بعد از ذكر حديث غدير به طرق متعدد ، كلامى ايراد كرده كه مفاد و ترجمهء آن اين است : بايد دانست كه اين حديث صحيح است و داراى طرق بسيارى است و آن‌كس كه در صحت آن ترديد دارد ، خطا كرده است ، زيرا حديث مزبور را جمعى از علماى حديث ، مانند ترمذى و نسائى با دقت در سند روايت نموده‌اند و جمعى از صحابه در ايّام خلافت على آن را براى آن جناب شهادت داده‌اند . سپس حديث مناشده و تأثير نفرين حضرت على را ذكر كرده است . 43 - حافظ معاصر ، شهاب الدين ابو الفيض ، احمد بن محمّد بن صديق حضرمى گويد : اما حديث من كنت مولاه فعلىّ مولاه از پيغمبر به تواتر رسيده است ، به روايت قريب شصت نفر كه اگر اسنادهاى همهء آنها را بياوريم ، بسيار طولانى خواهد بود ، ولى به

--> ( 1 ) . به زودى در گفتارى پيرامون مفاد حديث ، به دلالت آن بر امامت كبرى و زعامت عظمى واقف خواهيد شد . فقط منظور از نقل كلام او در اينجا تمكين او در قبال صحت سند حديث است . ( 2 ) . روح المعانى : 2 / 249 . ( 3 ) . همان : 2 / 350 . ( 4 ) . اسنى المطالب 227 .