الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

489

الغدير ( فارسى )

ابراهيم كوفى كه در طبقهء استادان ثقة الاسلام كلينى قرار دارد و از مفسّران بنام است ، حديث غدير خم را در تفسيرش كه نزد ما موجود است ، روايت كرده است ؟ اين علما و كتب حديث آنها قبل از تاريخى كه نويرى و مقريزى عنوان مىكنند ، پيش از سال 352 وجود داشته‌اند . مگر نه اين است كه فياض بن محمّد بن عمر طوسى وجود عيد غدير خم و سابقهء آن را به سال 259 خبر داده و خود در محضر امام على بن موسى الرضا عليه السّلام ( م 203 ) حضور داشته و به چشم خود ديده است كه آن حضرت اين روز را عيد گرفت و سابقهء ممتدّ اين عيد و فضيلت و برترى آن را بر ديگر اعياد اسلامى ذكر كرده است ؟ وى نيز آن را از پدرانش از امير المؤمنين عليه السّلام روايت فرموده است . امام صادق عليه السّلام ( م 148 ) اصحاب خود را به تمام اين امور تعليم فرموده و به آنان خبر داده است كه پيغمبران روزى را كه در آن جانشينان خود را منصوب مىنموده‌اند ، عيد مىگرفته‌اند ، چنان كه در ميان ملوك و پادشاهان نيز سنّت بر اين بوده كه روز تاجگذارى و استقرار بر تخت پادشاهى را جشن مىگرفتند . به هرحال ، ائمّه دين ، سلام اللّه عليهم اجمعين ، در دورانهاى پيشين شيعيان را به وظايف خاصّ اين روز آشنا مىكردند و به عبادات و طاعات و كارهاى نيك و دعاهاى مخصوص به اين روز فرا مىخواندند و حديثى كه از مختصر بصائر الدرجات ذكر شد ، بيانگر آن است كه اين روز در اوايل قرن سوم هجرى از اعياد چهارگانهء شيعه بوده است . اين است حقيقت عيد غدير ، ليكن اين دو مرد براى اينكه شيعه را سرزنش كنند ، اين حقيقت را با همهء سوابق درخشانش انكار كرده و آن را به عنوان بدعتى تازه به معزّ الدوله نسبت داده‌اند و پنداشته‌اند كه تاريخ‌شناسان متتبّع بر اين خيانت واقف نمىشوند و به حساب ناروايىهاى آنها نمىرسند .