الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
478
الغدير ( فارسى )
آنكه سخن پيغمبر را شنيدند ، به على گفتند : اى پسر ابو طالب ، اكنون تو مولاى هرمرد و زن مؤمن گشتى . اين حديث را دارقطنى روايت كرده است . « 1 » 46 - سيد على بن شهاب الدين همدانى داستان تهنيت را در مودة القربى به لفظ براء روايت كرده است . 47 - سيد محمود شيخانى قادرى مدنى در كتاب خود الصراط السوى فى مناقب آل النبى گويد : ابويعلى و حسن بن سفيان در مسندشان از براء بن عازب ، رضى اللّه عنه ، روايت كردهاند كه گفت : در حجة الوداع با رسول خدا بوديم . . . تا آخر لفظى كه از آن دو ذكر شد . سپس گويد : حافظ ذهبى گفته : اين حديث حسن است و تمام علماى اهل سنت بر آنچه ما گفتيم اتفاق كردهاند . آنگاه دربارهء آنچه كه از خطبهء غدير به عقيدهء او درست است گويد : صحيح از آنچه ذكر كرديم نيز اين فراز از فرمودهء پيغمبر است : آيا من به هرمؤمنى از خودش سزاوارتر نيستم ؟ گفتند : آرى ، هستى . فرمود : همانا اين [ على ] مولاى كسى است كه من مولاى اويم . بارخدايا دوست بدار آنكس را كه او را دوست دارد و دشمن بدار آن كس را كه او را دشمن دارد . پس از اين گفتار ، عمر ، رضى اللّه عنه ، على را ملاقات كرد و گفت : گوارا باد ترا ، صبح را به شام آوردى در حالى كه مولاى هرمرد و زن مؤمن هستى . قسمتهاى صحيح و حسن پايان يافت و در آنچه ذكر شد چيزى از ساختهها و پرداختههاى افتراآميز مدّعى در ميان نيست . تمام سخن او در گفتارى پيرامون سند حديث غدير خواهد آمد . 48 - شمس الدين مناوى شافعى ( م 1031 ) گويد : چون ابو بكر و عمر حديث ولايت را شنيدند ، طبق آنچه كه دارقطنى از سعد بن ابى وقّاص روايت كرده ، گفتند : اى پسر ابو طالب اكنون تو مولاى هرمرد و زن مؤمن گشتى . « 2 » 49 - شيخ احمد باكثير مكى شافعى ( م 1047 ) داستان تهنيت را در وسيلة المآل فى عدّ مناقب الآل به لفظ براء بن عازب روايت كرده است .
--> ( 1 ) . الصواعق المحرقة 26 . ( 2 ) . فيض القدير : 6 / 218 .