الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

471

الغدير ( فارسى )

ابراهيم بن محمّد بن عبد اللّه بن جبلهء قهستانى « 1 » از ابو قريش محمّد بن جمعة بن خلف قاينى ، از ابو يحيى محمّد بن عبد اللّه بن يزيد مقرى ، از پدرش ، از حمّاد بن سلمه ، از على بن زيد بن جدعان ، از عدىّ بن ثابت ، از براء بن عازب كه گفت : چون رسول خدا فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه ، عمر گفت : گوارا باد ترا اى ابو الحسن كه مولاى هر مسلمانى گشتى . همو گويد : خبر داد ما را محمّد بن ابى زكريّا كه خدايش رحمت كناد ، از ابو الحسن محمّد بن عمر بن بهتهء بزّاز « 2 » به وسيله قرائت حافظ ابو الفتح بن ابى الفوارس بر او در بغداد كه بدان اقرار كرده گفت : خبر داد ما را ابو العباس احمد بن محمّد بن سعيد بن عبد الرحمن بن عقدهء همدانى ، وابستهء بنى هاشم به طريق قرائت بر او از اصل كتابش به سال 330 هنگامى كه در بغداد بر ما درآمد ، گفت : حديث كرد ما را ابراهيم بن وليد بن حمّاد از پدرش ، از يحيى بن يعلى تا آخر خبر مذكور از پدرش ، از طريق حافظ ابن عقده به لحاظ متن و سند . « 3 » 19 - حافظ ابو سعد سمعانى ( م 562 ) در كتاب خود فضايل الصحابة به اسناد از براء بن عازب به لفظ احمد بن حنبل كه قبلا ذكر شد ، داستان تهنيت را آورده است . 20 - حجة الاسلام ، ابو حامد غزالى ( م 505 ) گويد : همهء مسلمانان اجماع دارند بر متن حديث از خطبهء رسول خدا در روز غدير خم كه در جمع مردم فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه ، و سپس عمر گفت : خوشا به حال تو اى ابو الحسن كه مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمن گشتى . « 4 » 21 - ابو الفتح اشعرى شهرستانى ( م 548 ) گويد : جريان كمال اسلام و انتظام حال هنگام نزول آيهء كريمهء يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ

--> ( 1 ) . در تاريخ بغداد : 1 / 411 عبدان بن حبله مذكور است . ( 2 ) . وى اهل باب الطاق است كه در سال 374 درگذشته . خطيب در تاريخ بغداد : 3 / 35 شرح حال او را نگاشته و از عتيق ثقه بودن او را حكايت كرده است . همو از عتيق ، از برقانى حكايت كرده كه ايرادى به روايت او وارد نيست و او طالبى است و مقصودش از اين كلمه اين است كه او شيعى است . ( 3 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 273 . ( 4 ) . سرّ العالمين 9 .