الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

454

الغدير ( فارسى )

جواب اشكال اين حديث همان‌طور كه اسلام حارث را ثابت مىكند ، خروج او را از اسلام نيز در بر دارد به دليل ردّ فرمودهء پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و شك و ترديد او در آنچه آن حضرت از طرف خداى تعالى خبر داده است . بنابراين ، عذاب در هنگام مسلمان بودنش بر او نازل نشده ، بلكه بعد از كفر و ارتداد به عذاب گرفتار آمده است ، همان‌طور كه قبلا از نظر گذشت . « 1 » نامبرده پس از شنيدن حديث ، در نبوت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله شك كرد . علاوه بر اين ، كسانى هم بوده‌اند كه در عين مسلمانى ، به علّت تجرّى و جسارت به ساحت قدس نبوى مشمول عقوبت واقع شده‌اند ، مانند جمرة دختر حارث كه داستان او پيش از اين گذشت « 2 » و بعضى ديگر كه داستان آنها در جواب اشكال چهارم ذكر شد . براى تأييد اين موضوع كافى است كه مسلم در صحيح خود از سلمة بن اكوع روايت كرده كه مردى در حضور پيغمبر با دست چپ غذا خورد و پيغمبر به او فرمود : با دست راست بخور ، گفت : نمىتوانم ، در صورتى كه مىتوانست . پيغمبر فرمود : از دست چپ ناتوان شوى . در نتيجه ، هيچگاه نتوانست دست چپ خود را به دهان برساند . بخارى گويد : پيغمبر به عنوان عيادت بر عربى صحرايى وارد شد و رسم پيغمبر اين بود كه هروقت به عيادت مريض مىرفت ، مىفرمود : باكى نيست ، و بر همين رويه به آن مرد اين سخن را فرمود . عرب بيمار در جواب پيغمبر گفت : چنين نيست ، بلكه تب است كه بر مرد سالخورده‌اى عارض شده و او را به قبر مىبرد . پيغمبر فرمود : حال كه چنين پنداشتى ، چنين باشد . در نتيجه آن عرب روز بعد را به شام نرسانيد و جان سپرد . ماوردى گويد : رسول خدا فرموده بود كه نمازگزار نبايد در حال نماز به آراستن موى خود بپردازد . آن جناب مردى را ديد كه در حال نماز چنين مىكرد و به او فرمود : خدا موى ترا زشت گرداند . در نتيجه ، موى آن مرد ريخت و طاس شد .

--> ( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 245 . ( 2 ) . همان : 1 / 260 .