الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
446
الغدير ( فارسى )
هست و نه از نسل او خيرى صادر مىشود . درست است كه وجود رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله رحمت است و عذاب را از امت باز مىدارد ، ولى به اين نكته هم بايد توجه داشت كه لازمهء رحمت كامل اين است كه حضرتش موانع زيانآور را هم از جلو راه سعادت امت بر طرف كند ، و بر همين اساس بود كه خداى سبحان آن وجود پليد و تبهكار را به جرم مخالفت با امر خلافت الهى كه از طرف پيامبر خدا اعلام و ابرام شده بود ، به سزاى بدنهادىاش رساند ، همانطور كه همين پيغمبر رحمت در جنگها و غزوات با تيغ آبدار خود ريشه ستمكاران را بر مىكند و نسبت به كسانى كه سركشى مىكردند و امر رسالت را به مسخره و بازى مىگرفتند ، نفرين مىفرمود و خواستهاش دربارهء آن افراد برآورده مىشد . مسلم و بخارى به اسناد از ابن مسعود روايت كردهاند كه چون قريش نافرمانى از پيامبر را در پيش گرفتند و از پذيرش اسلام خوددارى كردند ، حضرتش فرمود : بارخدايا ، مرا بر آنها به قحط و غلايى هفت ساله مانند دوران يوسف يارى فرما . در اثر نفرين پيغمبر سختى و قحطى به آنها رو آورد و آنچه داشتند ، مصرف كردند و گرسنگى و بيچارگى به طورى آنان را مستأصل كرد كه به خوردن گوشت مردار و لاشهء حيوانات پرداختند و گرسنگى آنها به جائى رسيد كه چشمهاشان تيره و تار شد و فضا در مقابل ديدگانشان چون دود نمايان گشت و اين مدلول قول خداى تعالى است كه فرمايد : . . يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِينٍ « 1 » . « 2 » در تفسير رازى مذكور است : چون پيامبر را قومش در مكه تكذيب كردند ، گفت : بارخدايا سالهاى آنان را در قحط و غلا مانند سالهاى يوسف گردان . در نتيجه ، باران از آسمان فرو نباريد و از زمين گياه نروييد و شدت گرسنگى قريش را به خوردن استخوانها و سگان و مردارها مجبور ساخت و كار به جايى رسيد كه فضا در برابر چشمانشان چون دود پديدار شد . همين معنى از قول ابن عباس و مقاتل و مجاهد و ابن مسعود نقل شده و
--> ( 1 ) . دخان 44 / 10 . ( 2 ) . صحيح مسلم : 2 / 468 ؛ صحيح البخارى : 2 / 125 .