الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
434
الغدير ( فارسى )
وقتى گويند : تبطّح السيل ، يعنى سيل در زمين گسترش يافت و بدين مناسبت بطائح واسط گفته مىشود ، زيرا آبها در آنجا جارى گشته و سيلآسا زمين را فراگرفته است و اين بطائح زمين فراخ و وسيعى است بين واسط و بصره كه در قديم روستاهاى به هم پيوسته و سرزمين آبادى بوده است . اتفاقا در زمان خسرو پرويز دجله طغيان كرد و فرات نيز بر خلاف عادت طغيان كرد و چون از جلوگيرى آن عاجز شدند ، سيلى پديد آمد و عمارات و مزارع آنجا را ويران و تباه كرد و ساكنان آن ديار را پراكنده ساخت . « 1 » ابن منظور و زبيدى به طور خلاصه گويند : بطحاء وادى ، خاك نرمى است كه در اثر جريان سيل در مسير آن پديد مىآيد . « 2 » ابن اثير گويد : بطحاء وادى و ابطح آن ، ريگهاى نرمى است كه در مجراى سيل توليد مىشود ، و بر اين معنى دلالت دارد حديثى كه حكايت از اين دارد كه پيغمبر در ابطح مكه نماز گزارد و آن مسيل وادى مكّه است . از ابى حنيفه نقل شده كه در ابطح چيزى نمىرويد ، همانا ابطح درون مجراى سيل است . از نضر نقل شده كه بطحاء زمين فراخ كه گذرگاه سيل و داراى سنگريزههاى بسيار باشد گفته مىشود . به ابطح وادى آمديم و بر روى آن خوابيديم ، و بطحاء وادى نيز مانند آن است ، چه خاكها و ريگهاى نرم و روان در آن است . ابو عمرو گويد : مكانى را ابطح گويند كه آب بر سطح آن گسترش پيدا كند و به چپ و راست جريان يابد ، و جمع ابطح اباطح و بطائح است . در صحاح مذكور است كه تبطّح السيل ، يعنى سيل در پهنه وادى وسعت يافت . ابن سيده گويد : معناى آن اين است كه آب سيلآسا به جريان افتاد . ذو الرّمه گويد : - پيوسته بر شما از ستارگان سماك و ثريّا باران سيلآسا ببارد و شما را سيراب نمايد . لبيد نيز گويد : - ابر يا باران شدّت تشنگى را از خاك بر طرف مىكند و گسترش آن سبب پيدايش ريگها مىشود . شاعرى ديگر گويد : - زمانى كه بر روى كجاوهها پهن شدند مانند پهن شدن مرغابىها در ساحل .
--> ( 1 ) . معجم البلدان : 2 / 222 . ( 2 ) . لسان العرب : 3 / 236 ؛ تاج العروس : 2 / 124 .