الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

43

الغدير ( فارسى )

55 - حاج محمد شيخ بندر ، شاعر برجستهء عفك را قطعه‌اى است كه در آن گويد : - اى امينى ، با نامور كتاب الغديرت به آرزوى خويش رسيدى . - كتابى كه چون آفتاب نيمروز پرتوافكن آمد و چه كسى آفتاب زرتار را انكار تواند كرد ؟ - منكر نصّ غدير را عذرى نباشد ، چرا كه تاريخنگاران همگى بر آن صحّه نهاده‌اند . « 1 » او را نيز منظومهء « 2 » ديگرى است در سيزده بيت كه در آن از عزم راسخ علّامهء امينى در تدوين الغدير ، تتبّع عالمانهء وى در بازشناساندن سره از ناسره ، تلاش پيگيرش در احياى حق و ابطال باطل و زبان و قلم نافذ هدايتگرش سخن رفته است . 56 - استاد عبد الصاحب دجيلى ، صاحب كتاب شعراء العراق « 3 » را قطعهء مختصر و مفيدى است در ثناى علّامهء امينى و الغدير ماندگارش ، آنجا كه گويد : - اى دانشى مرد نامى كه ژرف‌انديش و بىنظيرى ، ترا تحيّت باد . - چرا كه در درياى معانى شناور آمدى و گهرهاى گرانبها فراچنگ آوردى . - چون در كمال صدق و امانت سخن گفتى ، علّامهء امينى نام گرفتى . - كتاب الغدير تو اقيانوسى سرشار از علوم و فنون است . - واقعهء درخشان غدير خم چونان آفتابى روشنگر دين و دنياست . - بر آن بس روز و ماه و سال بگذرد و در طىّ قرنها پيوسته جاودان و برقرار بماند . « 4 » 57 - علامه سيّد محمد هاشمى را غديريّه‌اى هفتاد و نه بيتى است كه در مجلّهء البيان ، سال چهارم ، شمارهء 80 ، نجف ( محرّم 1370 ) درج گرديده است و سراينده در چهار بيت پايانى آن به ستايش الغدير و علّامهء امينى پرداخته و چنين گفته است : - الغدير كتابى است ماندگار و از قداست برخوردار . - كتابى نغز و پرمغز كه با ظرافت تمام به قلم تواناى ناقدى بصير و چيره‌دست نگارش يافت . - ناقدى كه حقايق نهفته را آشكار ساخت و به رفع نقايص و عيوب پرداخت و اثرش در

--> ( 1 ) . الغدير : 5 / 458 . ( 2 ) . ر ك : الغدير : 8 / 389 - 390 . ( 3 ) . الغدير : 7 / 410 . ( 4 ) . الغدير : 7 / 412 .