الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
424
الغدير ( فارسى )
15 - سيد جمال الدين شيرازى ( م 1000 ) در كتاب خود الاربعين فى مناقب امير المؤمنين گويد : حديث سيزدهم از جعفر بن محمّد ، از پدران بزرگوارش روايت شده كه چون رسول خدا به غدير خم رسيد ، مردم را طلبيد و پس از آنكه جمع شدند ، دست على را گرفت و فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اللهم وال من والاه و عاد من عاداه ، و انصر من نصره و اخذل من خذله ، و أدر الحق معه حيث كان . « 1 » در روايت ديگر آمده است : اللهم اعنه و اعن به ، و ارحمه و ارحم به ، و انصره و انصر به . « 2 » اين خبر در بلاد شايع و منتشر شد و به گوش حارث بن نعمان فهرى رسيد . نامبرده بر شتر خود سوار شد و نزد رسول خدا آمد . . . تا آخر حديث به شرحى كه ثعلبى آورده است . 16 - شيخ زين الدين مناوى شافعى ( م 1031 ) اين داستان را در شرح حديث ولايت روايت كرده است . « 3 » 17 - سيد ابن عيدروس حسينى يمنى ( م 1041 ) اين داستان را در كتاب خود العقد النبوى و السرّ المصطفوى ذكر كرده است . 18 - شيخ احمد بن باكثير مكى شافعى ( م 1047 ) اين داستان را در تأليف خود وسيلة المآل فى عدّ مناقب الآل نقل كرده است . 19 - شيخ عبد الرحمن صفورى حديث قرطبى را روايت كرده است . « 4 » 20 - شيخ برهان الدين على حلبى شافعى ( م 1044 ) اين داستان را چنين ذكر كرده است : چون رسول خدا فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه و خبرش در شهرها و اقطار
--> ( 1 ) . هركه من مولاى اويم ، على مولاى اوست . خدايا دوست بدار آنكس را كه او را دوست دارد و دشمن بدار آنكس را كه او را دشمن دارد ، و يارى كن آنكس را كه او را يارى كند و خوار گردان آنكس را كه او را خوار گرداند و حق را با او بگردان هرجا كه او باشد . ( و ) ( 2 ) . خدايا به او كمك فرما و به دو ديگران را مدد رسان ، و بر او رحم آر و به دو ديگران را از رحمت خود بهرهمند ساز ، و او را يارى كن و به دو ديگران را يار باش . ( 3 ) . فيض القدير فى شرح الجامع الصغير : 6 / 218 . ( 4 ) . نزهة المجالس : 2 / 242 .